تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

بازدید از اماکن تاریخی استان فارس ۲۰ درصد رشد داشته است

از تاریخ ۲۵ اسفندماه تا پنجم فروردین ۸۴۸ هزار و ۱۵۱ نفر از اماکن تاریخی استان فارس بازدید کردند که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۰ درصد افزایش داشته است.

شعار سالمصیب امیری اظهار داشت: از تاریخ ۲۵ اسفندماه تا پنجم
فروردین ۸۴۸ هزار و ۱۵۱ نفر از اماکن تاریخی
استان فارس بازدید کردند که نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۲۰ درصد افزایش داشته است
.

وی به ۵ مکان پر بازدید اشاره کرد و افزود: مجموعه فرهنگی
حافظ با ۲۲۳۷۷۰، مجموعه جهانی تخت جمشید با ۱۸۲۸۸۵، مجموعه فرهنگی سعدی با ۱۴۸۶۷۳،
مجموعه جهانی پاسارگاد با ۱۱۲۶۰۱ و ارگ کریم خان زند با ۷۸۱۵۰ نفر در صدر اماکن تاریخی
استان فارس قرار دارند
.

دبیر اجرایی ستاد خدمات سفر استان همچنین درباره آمار
اقامت در استان نیز گفت: از ۲۷ اسفندماه تا پنجم فروردین تعداد یک میلیون و ۶۹۰ هزار
و ۸۴۸ نفر شب در واحدهای اقامتی استان شامل
هتل، هتل آپارتمان، مهمانپذیر،کمپ‌های موقت،کلاس‌های مدارس، منازل استیجاری، چادرهای
مسافرتی مهمانسراهای ادارات، خوابگاه‌های دانشجویی و سالن‌های ورزشی) اقامت داشته‌اند
.

مدیرکل میراث فرهنگی استان فارس افزود: این تعداد اقامت
در مراکز اقامتی استان فارس نسبت به مدت مشابه سال گذشته ۱۷ درصد افزایش داشته است
.

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری تسنیم ، تاریخ انتشار ۶ فروردین ۹۷، کدمطلب: ۱۶۸۷۸۸۴ ، www.tasnimnews.com

ادامه‌ی پست

معاون سنای افغانستان: روابط با کشورهای منطقه نباید فدای رابطه با آمریکا شود

معاون سنای افغانستان اعلام کرد که دولت این کشور باید سیاست معقول و متعادلی را در پیش گیرد و روابط با کشورهای منطقه را فدای رابطه آمریکا نکند.

به گزارش رادیو دری،«محمد علم ایزدیار» معاون سنای افغانستان به «اسپیوتنیک» گفت: دولت افغانستان باید سیاست معقول و متعادلی را در روابط با آمریکا و کشورهای منطقه در پیش گیرد.

وی افزود: افغانستان نباید روابطش با کشورهای منطقه را فدای ارتباط با آمریکا کند.

ایزدیار خاطرنشان کرد: ما از تمام فرصت‌ها باید به نفع افغانستان استفاده کنیم و نباید با گرایش یکجانبه سایر طرفها را از دست دهیم.

معاون سنای افغانستان اظهار داشت: ما در آسیا زندگی می‌کنیم و رابطه دیرینه تاریخی و فرهنگی با کشورهای منطقه داریم که نباید آن را از دست دهیم.

سناتور افغان ادامه داد: دولت افغانستان مسئولیت دارد تا با حفظ استقلال در سیاست خارجی، منافع ملی این کشور را تامین کند همچنین از ظرفیت‌های موجود در ارتباط با کشورهای منطقه و بین‌المللی استفاده کند.

ایزدیار تصریح کرد که اگر دولت افغانستان سیاست متوازنی را در پیش نگیرد روابطش با کشورهای غربی به عنوان یک عامل بازدارنده در توسعه رروابط با کشورهای منطقه عمل خواهد کرد.

بسیاری از کشورهای منطقه مخالف حضور نظامی آمریکا در افغانستان هستند و این مسئله باعث ایجاد رقابت بین قدرت‌های منطقه‌ای و بین‌المللی در افغانستان شده است.

برخی از کارشناسان ادامه جنگ در افغانستان و بحران‌های سیاسی در این کشور را ناشی از حضور نیورهای خارجی و مداخله آنها در امور داخلی افغانستان می‌دانند.

ادامه‌ی پست

بارش‌های ایران به ۱۰۰.۱ میلی‌متر رسید، ۵۱درصد کمتر از سال گذشته

میزان بارش‌های ثبت‌شده از ابتدای سال آبی جاری تا عصر روز گذشته به ۱۰۰.۱ میلی‌متر رسید که در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته کاهشی ۵۱.۱درصدی داشته است.

شعار سالمجموع بارشهای کشور از ابتدای سال آبی جاری (ابتدای
مهر ۹۶) تا ساعت ۱۸:۳۰ روز هفدهم فروردین ماه ۹۷ به ۱۰۰٫۱ میلی‌متر رسید
.

ثبت ۱۰۰٫۱ میلی‌متر بارش در سال جاری در حالی است که
مقدار بارش‌ها در مدت مشابه سال گذشته ۲۰۴٫۷ میلی‌متر ثبت شده که مقایسه این دو رقم،
نشان‌دهنده کاهش ۵۱٫۱درصدی بارشها در سال جاری است
.

همچنین میزان بارشهای ایران در مدت مشابه در ۴۹ سال
گذشته (درازمدت) به‌طور متوسط ۱۹۸٫۵ میلی‌متر بوده که در مقایسه با میزان بارشهای سال
جاری، از کاهش ۴۹٫۶درصدی بارش‌ها در سال آبی ۹۷ ــ ۹۶ حکایت دارد
.

در این مدت پربارش‌ترین نقطه کشور “رامسر ــ صفارود”
در استان مازندران با ثبت ۸۷۵ میلی‌متر بارش و کم‌بارش‌ترین نقطه کشور “هوشک ــ
سراوان” در استان سیستان و بلوچستان با ثبت ۳٫۳ میلی‌متر بارش بوده است
.

سایت شعار سال، با اندکی تلخیص و اضافات برگرفته از خبرگزاری تسنیم ، تاریخ انتشار ۱۸ فروردین ۹۷، کدمطلب: ۱۶۹۴۴۸۱ ، www.tasnimnews.com

ادامه‌ی پست

عقب نشینی نظامیان پاکستانی از مناطق مرزی «پکتیا» در شرق افغانستان

پس از چند روز درگیری مرزی افغانستان و پاکستان، سرانجام پس از رایزنی مقامات دو کشور، نظامیان پاکستانی از مناطق «انزرکندو» و «توپ سر» در ولایت پکتیا عقب نشینی کردند.

در چند روز گذشته بارها نظامیان ارتش پاکستان و نیروهای امنیتی افغان در ولایت‌های مرزی پکتیا و خوست در شرق افغانستان با هم درگیر شدند.

روز گذشته هیئتی از مقامات ارتش پاکستان با مقامات امنیتی افغان در ولایت پکتیا برای پایان درگیری‌ها و تحویل گرفتن اسرای این کشور دیدار و گفت‌وگو کردند.

درگیری‌ها پس از آن آغاز شد که نیروهای امنیتی افغان، نظامیان ارتش پاکستان را به پیشروی در خاک افغانستان و ایجاد پاسگاه مرزی در شهرستان «دندپتان» ولایت پکتیا متهم کردند.

دفتر مطبوعاتی ولایت پکتیا اعلام کرد که درنتیجه عملیات نظامی نیروهای افغان و توافق صورت گرفته نظامیان ارتش پاکستان از مناطق «انزر کندو» و «سرکی» شهرستان «دندپتان» عقب نشینی کردند.

بر اساس این گزارش، نظامیان ارتش پاکستان پاسگاهای ساخته شده در این مناطق را به نیروهای امنیتی افغان واگذار کردند.

ژنرال «رادمنش» سخنگوی وزارت دفاع افغانستان به «رادیوآزادی» گفت: به مقامات ارتش پاکستان یادآوری شد که آنها بر خلاف اصول دیپلماتیک در مناطق «انزرکندو» و «سرکی» در خاک افغانستان حضور یافتند.

وی در ادامه تصریح کرد: نظامیان ارتش پاکستان این مناطق را به نیروهای امنیتی افغان واگذار کرده‌اند.

این در حالی است که در چند روز گذشته بارها نیروهای امنیتی افغان و ارتش پاکستان با یک دیگر درگیر شدند که در نتیجه این درگیری‌ها دستکم ۲۰ نظامی پاکستانی کشته و زخمی شدند.

ادامه‌ی پست

درک شفاف تر جهان با نگاه اسطوره‌ای

«برق رگ‌ها بر پولاد دریا» و «عطر قریب غزال مشرق‌ها» و «شاخه یاس به شام خرابات» جدیدترین دفترهای شعر قاسم آهنین‌جان است؛ شاعری که نگرش اسطوره‌ای به‌وقایع پیرامون دارد و بخوبی آن را در شعرش بازتاب می‌دهد.

شعار سال: قاسم آهنین‌جان
متولد ۱۳۳۷ اردبیل است و بزرگ شده اهواز. نخستین دفتر شعرش، ذکر خواب‌های بلوط را
توسط نشر نوید شیراز سه دهه پیش منتشر کرده است، اما هنرش در شعر و شاعری خلاصه
نمی‌شود. وی بازیگری در عرصه سینما و کارگردانی فیلم‌های مستند را هم در کارنامه‌اش
دارد. شاعر دیار جنوب هم‌اکنون در تدارک چاپ مجموعه آثار خود است که شامل هفت دفتر
از اشعار منتشر شده و یک دفتر از اشعار منتشر نشده می‌شود. کتابی که نشر افراز در
ایام نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران به بازار عرضه می‌کند
.

آقای آهنین‌جان، شما یکی از پیشتازان شعر اسطوره‌ای هستید، زمینه‌های
این نوع شعر را در ایران چگونه تبیین و ارزیابی می‌کنید؟


فرهنگ ما همیشه همراه با اسطوره بوده است. یا اسطوره همیشه همراه با
فرهنگ ما بوده‌است. از متون آسمانی و دینی گرفته تا ادبیاتی که میراث هزار ساله
ماست و ادبیاتی که شفاف است و مکتوب. بهترین و دقیق‌ترین آن هم شاهنامه فردوسی است
ولی این یک بخش از واقعیت است.
من
معتقدم اسطوره بیش از هر چیز در فرهنگ روزمره ما حضور داشت. در نگاه و منظر ما
اسطوره همیشه بوده و همیشه هست و اتفاق افتاده و الآن هم اتفاق می‌افتد. قطعاً در
طول تاریخ همیشه مکتوبات ما اسطوره‌ای بوده و همیشه هنرما گرایش به اجرای اسطوره‌ها
داشت
. در
زمینه تئاتر و
در زمینه سینما
که من می‌توانم نمونه‌هایش را نام ببرم، حتی در موسیقی و نقاشی هم این نگرش اسطوره‌ای
حضوری پررنگ داشت. یعنی اسطوره جزء لاینفک هنر و ادبیات ما بود. چه به‌شکل واضح و
مشخص و چه به‌صورت پنهان و مکتوم در گذشته و اکنون ما نقش داشت
.

آیا شعر اسطوره‌ای را باید جزو نیازهای جامعه مدرن دانست
یا از تعلقات جهان سنتی؟ به عبارت دیگر نشانه‌های عناصر اسطوره‌ای در جامعه امروز
ما کدام‌اند؟


اعتقادم بر این است تا زمانی که در جهان چیزی به اسم سیاه و سفید وجود
دارد. چیزی به‌نام نیکی و پلیدی وجود دارد، یعنی تا بدی و خوبی هست، قطعاً اسطوره‌
هم هست. اسطوره همیشه این‌ نگرش را شارژ می‌کند و ما برای به‌کارگرفتن این‌ها و
پناه بردن به این‌ها و تشخیص این‌ها به سمت اسطوره می‌رویم. اسطوره این پدیده‌ها
را برای ما شفاف‌تر می‌کند و قطعاً هم جزو نیازهای ماست و جزو نیازهای جامعه
امروزی و مدرن هم هست. ولی با تغییر شکل مطابق با دگرگونی جوامع امروز و مطابق با
تغییر ذائقه‌ها. البته ما نباید انتظار داشته باشیم که اسطوره‌ همان شکل ثابت
گذشته را داشته باشد. وقتی صحبت از اسطوره می‌کنیم فکر می‌کنیم همیشه این اسطوره‌ها
گره خورده‌اند در قدمت ، در کهن بودن، در حالی که آن زمان، ادبیات ما و هنر ما چون
محدود بوده، اسطوره بیشتر نمود داشته، بیشتر نمایش داده می‌شد. اما امروز پهناور
بودن عرصه اندیشه و گستره هنر، این تصور را برای برخی به‌وجود می‌آورد که شاید
اسطوره دیگر وجود ندارد و پرداختن به اسطوره کاری است مهمل. اما من فکر می‌کنم
اسطوره همیشه هست. تا زمانی که روشنایی و ظلمت هست، مرگ و حیات هست. اسطوره هم
پابه‌پای ما خواهد آمد ولی در زبان و بیان ممکن است شکل‌های دیگر پیدا کند
.

شما به‌عنوان شاعر اسطوره‌ها را می‌بینید یا برساخته ذهن
شماست؟


اگر قرار باشد اسطوره‌ای که امروز می‌بینم به همان شکل خبر بد هم و
اخباری از آن به‌دست دهم یا تعریفی از آن داشته باشم قطعاً این شکل اسطوره برای
دیگری جذابیتی نخواهد داشت. ولی وقتی از فکر من عبور می‌کند، وقتی از آن اندیشه
هنری من عبور می‌کند و شخصیت هنری پیدا می‌کند، تبدیل می‌شود به یک داستان، به یک
شعر، به یک اثر هنری که در ردیف تعاریف و اشکال اساطیری مدرن قرار می‌گیرد
.

تمایز بین شعر اسطوره‌ای و شعرمذهبی شاید گاهی دشوار باشد. چون خط فاصل آنها به اندازه یک
رشته مو ظریف است. مرز این دو را چگونه می‌شود تبیین کرد؟ یا ادغام این دو تا چه
حد شخصیت و هویت هر یک از آنها را حفظ می‌کند؟


مسأله این است که ما می‌خواهیم مذهبی باشیم یا نباشیم. ولی هر وقت
واقعیت را بپذیریم می‌توانیم نتیجه بگیریم. اگر بخواهیم واقعیت را به‌طور کلی نفی
کنیم این بحث به نتیجه نمی‌رسد. ملت ما اهل فرهنگ است و اساطیری را که طعنه به
افسانه می‌زند پذیرفته است، مثل اکوان دیو و… ملت‌ ما، ملتی مذهبی است. مذهب
دارد
.

خط تمایز شعر مذهبی و شعر اسطوره‌ای را چگونه می‌توان نشان
داد؟


در شعر مذهبی آنچه دیده‌ایم دو بخش دارد. یا مدیحه بوده یا مراثی، که
یک هدف را دنبال می‌کرد. در مدیحه هدف شادی و سرور بود و در مراثی هم سوگ و اندوه
بود ولی داستان وقتی به اسطوره ارتقا پیدا می‌کند شما می‌خواهید یک تجلی دیگر از
آن واقعه ارائه بدهید. می‌خواهید در این جا از هنر هزینه کنید. اگر بخواهید به‌زبان
امروز بگویید و به هنر امروز آن واقعه را نشان بدهید، داستان خیلی عمیق‌تر می‌شود
و برای این موضوع می‌توانیم مثال نقاشی را بزنیم. شما می‌بینید شصت، هفتاد سال پیش
نقاشی‌ ما را هنرمندانی که گرایش مذهبی و اساطیری داشتند متحول کردند. مثل سبک
سقاخانه‌ای که نقاشانی مانند زندرودی و پرویز تناولی‌ و ژازه طباطبایی و… این‌ها
را بگیر بیا تا برسیم به هنرمندان خط و خطاطی رضا مافی و امیرخانی و… می‌بینید
که ما برای نقاشی هیچ مشکلی نداشتیم. ما این مسأله را می‌پذیریم که ارتباط مذهب با
اساطیر و تمایز بین این دو باعث شد که نقاشی ما متحول بشود. سرانجام جهان این
نقاشی را پذیرفت
ولی در شعر متأسفانه
هنوز مقاومت می‌شود. آن قشری که به زعم خود، خود را روشنفکر و آوانگارد می‌پندارند،
فکر می‌کنند رفتن به‌سمت مذهب و رفتن به سمت آیین و نگاه‌کردن به این دو در شعر
کار خوبی نیست. فکر می‌کنند این قابلیت وجود ندارد. در حالی که این بر می‌گردد به
آن شخصیتی که چطور می‌خواهد مسأله را ببیند؟ و اگر قدرت و نبوع هنری داشته باشد می‌تواند
بسیار از این‌ها بگیرد و تبدیل کند به همان شعری که یک وجه‌اش می‌تواند اساطیری
باشد
.

در ادامه این سؤال پیش می‌آید که سرایش شعر اسطوره‌ای فردیت یا هویت
خاصی از شاعر می‌طلبد یا صرفاً هر شاعری می‌تواند به آن دست یازد؟


بله می‌خواهد. قطعاً می‌خواهد. از تجربه شخصی خودم می‌گویم. من سال‌ها
بدون اینکه انگیزه هنری داشته باشم بهترین ساعاتی که بتوانم وقتم را بگذرانم نشستن
پای پرده‌خوانی‌ها بود یا علاقه داشتم بروم قهوه‌خانه‌ای یکی دو ساعت نقالی شخصی
را از شاهنامه و قهرمانانش گوش کنم و به تماشا بنشینم
.

بعد از این‌ها نوع مطالعه من بود. تا جایی که به خاطر دارم کتابی از
مرحوم مهر دادبهار نبود که من نخوانده باشم یا آن متفکران غربی مثل نیچه، مثل
الیاده یا گاستون باشلار یا از جلال ستاری پژوهشگر هموطن ما. چرا؟ این‌ها را نمی‌خواندم
تا بتوانم یاد بگیرم که چه بگویم چه نگویم. نه. این علاقه ذاتی من بود، چرا در
اسطوره‌های یک شعر مکاشفه‌ها اتفاق می‌افتد که به سؤال‌های بی‌جواب من تا حدی جواب
می‌دهد به آن چیزها که شکل مادی ندارند که بتوانم پیدا بکنم و ببینم و لمس‌شان کنم
مثل مرگ، مثل عشق، مثل
….

تا جایی که ما می‌بینیم اسطوره‌های مذهبی و غیرمذهبی غربی بیشتر در شعر
معاصر ما نمود دارد تا اسطوره‌های ایرانی. آیا این ویژگی اسطوره‌های ایرانی است که
دیر در شعر رخ نشان می‌دهد یا نوعی پرهیز آگاهانه از سوی شاعر است که در اثر سیاست
یا امور اجتماعی دیگر ورود آن را به شعر نهی می‌کند؟


این نوعی نان جو غریبه را ترجیح دادن به نان گندم خودی است. یک نوع
نمایش است، یک نوع تظاهر است. من خیلی‌ها را در چنین مخمصه‌ای دیدم. طرف عنوان
شعرش را گذاشت تام و جری و از این شنگول بازی‌ها. من این را بجد می‌گویم. خیلی
هزینه می‌خواهد. در ایران دو فیلم ساخته می‌شود که به اعتقاد بسیاری از صاحبنظران
فیلم‌های دقیقی در ارتباط با اساطیر هستند. چه کسی این فیلم‌ها را می‌سازد؟ مرحوم
فریدون رهنما! و برای ساختن این فیلم‌ها این شخص کلی پشتوانه تحقیقاتی و مطالعاتی
دارد. با دست خالی نمی‌شود رفت سراغ اسطوره‌ها. اگر دیگران نمی‌کنند برای این است
که آن توانایی در آنها نیست. آن پشتوانه مطالعاتی، آن اندیشه متعالی نیست
.

سخت بودن شعر اسطوره‌ای خود به خود شاعر را در رده نخبگان قرار می‌دهد
و بالطبع مخاطب او را هم ویژه می‌کند. در این حوزه مثلاً اشعار شیموس هینی، شاعر
ایرلندی برنده نوبل اکثراً براساس اسطوره‌های تمدن‌های غرب و لاتین شکل می‌گیرد
.

من در تکمیل نظر شما باید بگویم این را در اشعار اکتاویوپاز شاعر مکزیکی
هم می‌بینیم، در منظومه «سنگ آفتاب» می‌رود به سمت اساطیر کشور خودشان، اساطیر
سرخپوستی. در «سرزمین هرز» الیوت هم می‌بینیم
. در شعر جهان نگاه کنید یک شخص کم مایه نمی‌بینید که
رفته باشد به سمت اسطوره. در این جا اگر کسی اسم از رستم یا سهراب می‌برد اصلاً
شعرش اسطوره‌ای نیست
.

آنکه توانسته شعر اسطوره‌ای بگوید و جهان هم پذیرفته است اگرچه آنها در
غرب بودند و زبان‌شان زبانی جهانی بوده، می‌بینیم آدم‌های درست و دقیقی بودند؛ آدم‌هایی
مسلط بودند در این کار
.

می‌بینید که «سرزمین هرز» الیوت در ایران بارها ترجمه و منتشر می‌شود
یا «سنگ آفتاب
» شاهکار اکتاویو پاز با وجود ترجمه رشک‌انگیز میرعلایی
هر از چندی ترجمه و منتشر می‌شوند
.

از «سرزمین هرز» الیوت شش ترجمه در ایران منتشر شده است. پرویز لشکری حسن شهباز، بهمن شعله‌ور
و… یا «سنگ آفتاب
» پاز چند ترجمه از آن منتشر شده است؟ با اینکه
میرعلایی در ترجمه این منظومه شاهکار کرده است. سراسر این منظومه اسطوره است. بدون
اینکه از چیزی اسم ببرد نه صحبت از یونان باستان است نه رم، نه هیچ چیز دیگر اما
آواز اساطیری است. بازتاب فرهنگ جهانی است
.

شعار سال، با اندکی
تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه ایران، تاریخ انتشار -، شماره:
۴۶۳۷۶۴

ادامه‌ی پست

هدف امریکا از رویارویی با روسیه جبران شکست سیاست خارجی اش در منطقه است

هدف امریکا از رویارویی با روسیه در تحولات خاورمیانه بویژه مساله سوریه جبران شکست سیاست خارجی اش در منطقه در برابر روسیه است

استاد دانشگاه در کابل تاکید کرد: هدف امریکا از رویارویی با روسیه در تحولات خاورمیانه بویژه مساله سوریه جبران شکست سیاست خارجی اش در منطقه در برابر روسیه است.

دکتر عبدالطیف نظری در گفت و گو با خبرنگار رادیو دری اظهار داشت: با توجه به حمایت امریکا و متحدانش از گروه های تروریستی که در سوریه و در برابر دولت بشار اسد سال ها جنگیدند و شکست سختی را تجربه کردند، اکنون آن ها می خواهند به گونه ای پرستیژ از دست رفته خود را بازیابند.

وی افزود: امریکا به دنبال آن است که با تهدیدات واهی، هم دولت بشار اسد را وادار به تمکین در برابر خواسته های غرب کند و هم بر روسیه فشارهایی وارد کند اما تحولات خاورمیانه و سوریه به گونه ای است که نه تنها تهدیدها نمی تواند کاری از پیش ببرد بلکه حتی اگر موشک باران امریکایی ها تکرار شود هیچ تغییری در جبهه جنگ و نبرد میدانی در تحولات سوریه ایجاد نخواهد شد.

این کارشناس سیاسی گفت: عملکرد امریکا در تحولات سوریه در مغایرت صریح با منشور سازمان ملل متحد بود و نقض قوانین و حقوق بین الملل محسوب می شود، کشورهایی که با امریکا همراهی کردند هم در این نقض شریک هستند.

نظری یادآور شد به هر صورت امریکا به دنبال آن است که وانمود کند همچنان یک قدرت هژمون است و می خواهد جلو گسترش تسلیحات شیمیایی و اتمی را در خاورمیانه بگیرد در حالی که رژیم اسرائیل بزرگترین زرادخانه اتمی را در اختیار داشته و همواره در امور کشورهای خاورمیانه مداخله کرده و حریم هوایی آن ها را نقض کرده است اما امریکایی ها هیچ واکنشی نشان نداده اند.

به گفته این استاد دانشگاه امروز که بحث خیالی وجود سلاح های شیمیایی در اختیار دولت سوریه مطرح می شود، بهانه ای برای مداخله جویی امریکا است و حتی اگر سلاح های شیمیایی در سوریه استفاده شده باشد از سوی کسانی بوده که پشت صحنه توسط امریکا، انگلیس و فرانسه هدایت شده اند، و رژیم اسرائیل با استفاده ابزاری از گروه های تروریستی آن را دنبال کرده است.

وی اظهار کرد: بحث هایی مانند آزادی، حقوق بشر، دموکراسی و امثال این ها همواره به عنوان ابزار سیاست خارجی قدرت های بزرگ و بویژه غربی ها مورد بهره برداری قرار گرفته و در تحولات سوریه هم چنین روندی را شاهد هستیم.

این کارشناس سیاسی عنوان کرد: از آنجایی که دامن گروه های تروریستی از سوریه در حال برچیده شدن است، تلاش هایی صورت می گیرد تا اعتماد به نفس آن ها بیشتر شود و بار دیگر سوریه را ناامن کنند زیرا ثبات در دولت سوریه منافع امریکا و اسرائیل، متحدان منطقه ای آن ها و گروه های تروریستی را با چالش مواجه می کند.

وی اضافه کرد: با توجه به حضور امریکا در افغانستان چنین تحرکاتی از سوی امریکایی ها می تواند باعث حساسیت بیشتر روسیه شود چنانکه روس ها از مدت ها قبل امریکا را متهم به راه اندازی پروژه داعش سازی در جوار مرزهای آسیای میانه می کند. بنابراین تشدید جنگ و ناامنی در افغانستان می تواند مهمترین پیامد رویارویی امریکا در خاورمیانه باشد.

 

ادامه‌ی پست

پنج چالش در انتخاب شعار گردشگری

کارشناسی ارشد بازاریابی گردشگری ایجاد شعار برای مقاصد گردشگری پیچیده ‌راز ایجاد شعار برای محصولات دیگر است. علت آن هم وجود فاکتورهای گوناگونی است که تجربه‌های گردشگر را می‌سازند. علاوه‌بر این، وجود شرایط اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و سیاسی هر مقصد است که باید در شعارهای گردشگری درنظر گرفته شوند. به این ترتیب به‌نظر می‌رسد یافتن شعار موفقی که مقصد گردشگری را به خوبی ترویج کند، کمی ‌سخت و نامطمئن است.

شعار سال: در همین راستا
توجه به پنج چالش اساسی که در زمینه ایجاد شعار مطرح است، ضروری به نظر می‌رسد:
اولین
چالش غلبه بر مشکلِ شایعِ استفاده از پیام‌هایی است که تاکید بر ویژگی‌هایی دارد
که در بسیاری از مقاصد دیگر نیز وجود دارند. این گروه شامل شعارهایی هستند که بر
پایه یک ویژگی محصول ایجاد می‌شوند و آن ویژگی هم منحصربه‌فرد نیست؛ شعارهایی که
معمولا آنها را با عنوان شعارهای ویژگی محور می‌شناسیم
. یک مثال برای این چالش، شعار ایالت میسوری آمریکاست:
«جایی که رودخانه در جریان است». درحالی‌که این شعار به وضوح بر ارزش رودخانه می‌سی
سی پی در این ایالت تاکید دارد و می‌خواهد منحصرا آن را نشان دهد اما به این توجه
ندارد که مقاصد دیگری نیز رودخانه‌هایی با ارزش‌های استثنایی دارند. هرچند که این
شعار بر یک عنصر متفاوت در این مقصد تاکید دارد اما این یک ویژگی منحصربه‌فرد برای
این مقصد نیست
.

چالش
دوم مقاصدی هستند که ویژگی‌های چندگانه نظیر طبیعت
زیبا، فرهنگ غنی، امکانات خرید، جذابیت‌های قوم شناسی
و… دارند و اغلب تمایل دارند پیامی ‌تولید کنند که تمامی ‌این جنبه‌ها را
دربرگیرد
. همان‌طور
که در مورد اول هم اشاره شد این شعارها نیز به سرعت عمومی ‌شده و به آسانی می‌توان
آنها را برای مقاصد دیگر نیز به‌کار برد. گاهی اوقات لیست این ویژگی‌ها این‌قدر
طولانی است که این شعارها هرگونه قابلیت ارتباطی را که می‌توانستند داشته باشند،
از دست می‌دهند. در این گونه شعارها به عبارت‌های تکراری مثل «همه چیز اینجاست» یا
شعار «هرساله…» یا «بیشتر از آنچه می‌خواهید» برمی‌خوریم. این لیست تمام
شعارهایی که از تاکید بر ویژگی‌های جزئی خود اجتناب می‌کنند را شامل می‌شود و همه
آنها ناموثر عمل خواهند کرد. مثال مشخص‌تر این گروه شعار کشور اسپانیا
است: «اسپانیا، همه آنچه شما می‌خواهید
و نیاز دارید است

سومین
چالش محدودیت توانایی در تصمیم‌گیری درباره متن شعارهاست که عوامل سیاسی، عامل
محدود‌کننده آنها به‌شمار می‌رود. ناپایداری و تناقضی که در متن بسیاری از شعارها
دیده می‌شود -که معمولا کوتاه، سفارشی سازی نشده، تکراری و کلیشه‌ای هستند- اغلب
به‌دلیل همین محدودیت‌های سیاسیِ غالب است. قیدهای سیاسی که ناشی از ایدئولوژی‌های
دولتی است بر ایجاد این قبیل شعارها تاثیر می‌گذارد. گاه نیز تغییراتی که در
ساختار دولت
اتفاق
می‌افتد سبب تاثیر بر شعارها می‌شوند. به این ترتیب که اغلب تمایل دارند آنچه
تاکنون انجام شده را کمرنگ کرده و شعارها و کمپین‌های تبلیغاتی پیشین را از اساس
تغییر بدهند؛حتی اگر آنها روند موفقیت‌آمیزی داشتند
. مثالی از این مورد یک سازمان گردشگری محلی در استرالیا بود که طی شش سال، چهار شعار و کمپین تبلیغاتی مختلف
را طراحی کرد. گاهی نیز فشارها و مداخله در تصمیم‌گیری‌ها برای متن شعارها از سوی
خود فعالان در صنعت
گردشگری
نشات می‌گیرد؛ مثل خطوط هواپیمایی، آژانس‌های مسافرتی، برگزارکنندگان تور و هتل‌های
زنجیره‌ای و… یک مثال از این مورد نیز کمپین گردشگری مراکش
بود که به‌دلیل فشارهایی که از
سوی آژانس‌های مسافرتی و برگزارکنندگان تور حاکم وجود داشت، رد شد
.

چالش
چهارم کمپین‌های تبلیغاتی است که در بخش‌های ناهمگون و بازارهای بسیاری فعالیت
دارند و معمولا انتخاب یک تم موقعیت‌یابی، در طول زمان برای علایق همه این بخش‌های
بازار بامعنا نخواهد بود. یکی از مشکلات
بزرگ برای این مورد ایجاد شعاری است که قابلیت تطبیق
با همه این بخش‌های بازار را داشته باشد.
و در
نهایت، در همین راستا، سازمان‌هایی که در حوزه ترویج و تبلیغات
مقاصد فعالیت دارند امروزه باید
شعارهایی را برای بخش‌های مختلف و رو به رشدِ تقاضا ایجاد کنند. آنچه در بالا به
عنوان چالش‌های ایجاد شعار برای مقاصد گردشگری مطرح شد برگرفته از متون علمی و ‌با
تاکید بر بررسی مطالعه‌های موردی در این زمینه بود. اما متاسفانه در بحث ایجاد
شعار، فاصله عمیقی میان نتایج پژوهش‌های انجام شده و تعیین معیارهایی که از سوی
سازمان‌های بازاریابی مقصد پذیرفته می‌شود، وجود دارد که این نیز به نوبه خود چالش
عمیقی به حساب می‌آید
.

شعار سال، با اندکی
تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد، تاریخ انتشار ۲۹ فروردین ۹۷، شماره:
۳۳۷۷۵۶۰

ادامه‌ی پست

ویژگی‌های چالش‌برانگیز خود را بشناسید

ویژگی هایی هم وجود دارند که چالش برانگیزند. تنبلی، حسادت و ایده آل گرایی از جمله ویژگی هایی هستند که همواره ما را از رسیدن به موفقیت باز می دارند. اما اگر بلد باشید با این ویژگی ها درست برخورد کنید حتی باعث موفقیت شما هم می شوند.

با اضافه شدن روحیه‌ی سختکوشی در اجرای برنامه‌ها، شما در مسیری مطمئن و رو به پیشرفت قرار می‌گیرید. مسیری که در آن احتمالا شناخت بهتری از هدف اولیه خواهید داشت که باعث اجرای دقیقتر برنامه‌ریزی‌ها می‌شود.

با این ویژگی تحلیل جامع‌تری از کارایی خواهید داشت که باعث شناسایی بهتر نقاط قوت و ضعف می‌شود. درنهایت بعد از شناخت نقاط ضعف کار ساده‌تری برای تبدیل آنها به نقاط قوت خواهید داشت.

اولین خصوصیت چالش‌برانگیز در این لیست تنبلی است. حضور در فضای رقابتی فعالیت‌ها باعث می‌شود تا همیشه به انجام منظم و برنامه‌ریزی‌ شده‌ی کارهایتان نیاز داشته باشید تا در مقیاس زمانی خاصی برای یک دستاورد تلاش کنید.

اما این موارد شامل همه‌ی اتفاقات مسیر انجام سختکوشانه‌ی فعالیت‌ها نیست. گاهی با چالش عناصر ناخواسته‌ی رفتاری مواجهیم. به بیانی ساده‌تر، ویژگی‌هایی رفتاری وجود دارند که با وجود اطلاع ما از نامطلوب بودن آنها، گاهی به شکل غیر ارادی یا غیر قابل پیش‌بینی با آنها مواجه می‌شویم.

ویژگی هایی که در کاهش سرعت پیشرفت فعالیت‌ها تأثیر زیادی دارند. برای افزایش راندمان موفقیت باید شناخت دقیقی از این ویژگی‌های چالش‌برانگیز داشته باشیم و البته راهکارهای قابل قبولی برای غلبه بر آنها داشته باشیم.

اولین خصوصیت چالش‌برانگیز در این لیست تنبلی است. حضور در فضای رقابتی فعالیت‌ها باعث می‌شود تا همیشه به انجام منظم و برنامه‌ریزی‌ شده‌ی کارهایتان نیاز داشته باشید تا در مقیاس زمانی خاصی برای یک دستاورد تلاش کنید.

با تنبلی و تعلل، نخستین اتفاق ناخوشایند، ایجاد فاصله با رقبا و از دست رفتن فرصت‌های پیشرفت خواهد بود. فاصله گرفتن از زمان اتمام پیش‌بینی ‌شده، رخداد دیگری است که در نوع پیشبرد اهداف بسیار تأثیرگذار است.

و از همه مهمتر، این خصوصیت نامطلوب باعث توزیع نامناسب فعالیت‌ها در طول اجرای پروژه خواهد شد؛ به گونه‌ای که در انتهای آن، حجم کاری بیشتری به نسبت بازه‌های ابتدایی و میانی خواهید داشت.

این یعنی کاهش تمرکز در مهمترین بخش اجرای فعالیت‌ها. نباید کاهش سرعت عامدانه‌ای را که گاهی برای اجرای دقیقتر فعالیت‌ها انتخاب می‌کنیم با تنبلی اشتباه بگیرید؛ اما تنبلی همیشه از فعالیت‌های شما یک اجرای بی‌روح و کم‌بازده می سازد.

برای شناخت خصوصیت چالش‌برانگیز بعدی باید نگاهی دوباره به مفهوم حسادت داشته باشیم. می‌توانیم در یک تعریف بهتر، حسادت را مقایسه‌ی نادرست بدانیم.

مقایسه‌ای که بر مبنای شرایط زمانی و موقعیتی نادرست انجام شده است به نتایج نادرست نیز منتهی می‌شود. بالاتر دانستن دستاوردهای سایر افراد در مقایسه با خودتان.

اگر در تحلیلی کاملا صحیح به این نتیجه رسیده باشید، باید باعث الگوبرداری و شناخت راه‌های جدید برای کسب دستاوردهای جدید شود. به همان اندازه که با مقایسه‌های اثربخش می‌توان راهی جدید و مطمئن برای دستیابی به اهداف پیدا کرد، روی آوردن به مقایسه‌های غیر حرفه‌ای عاملی برای توقف روند فعالیت‌ها می شود.

خصوصیت نامطلوب دیگر این فهرست ایده‌آل گرایی مطلق است. اگر در اجرای فعالیت‌هایتان نوعی درونمایه‌ی پیشرفت دهنده وجود داشته باشد که شما را به سمت دستاوردهای هر چه بهتر سوق دهد، بهترین اتفاق ممکن در طراحی فعالیت‌هاست.

اما روی دیگر این سکه، استفاده‌ی نادرست از ویژگی ایده‌آل گرایی است؛ یعنی شرایطی که در آن، بزرگ بودن بیش از اندازه‌ی اهداف، شما را از توجه به نوع اجرای فعالیت باز دارد. انتخاب صحیح اهداف و توجه به پیشرفت در مقیاس شخصی همیشه به شما کمک می کند تا نگاهی معتدل به پیشبرد برنامه‌هایتان داشته باشید.

مترجم: حسام زینی

منبع: شماره ۱۲ مجله سرای دانش

ادامه‌ی پست

دستگیری ۳ هزار مهاجر افغانستانی که قصد ورود غیرمجاز به پاکستان را داشتند

پلیس مرزی پاکستان اعلام کرد: کابل حق اعتراض و دخالت در حصار کشی مرزی در داخل خاک پاکستان را ندارد.

به گزارش رادیو دری به نقل از داون نیوز، پلیس مرزی پاکستان در مذاکره با طرف افغانستانی برای بهبود شرایط موجود اعلام کرد: دولت کابل حق اعتراض به حصار کشی مرزی در داخل خاک پاکستان را ندارد.

در این مذاکرات اعلام شد طی دو سال اخیر و از طریق حصار کشی و بستن گذرگاه های ممنوعه، بیش از سه هزار افغانستانی که قصد ورود غیر مجاز به پاکستان را داشتند دستگیر شده‌اند.

گزارش‌ها حاکیست طرفین به توافق رسیده‌اند که برای کنترل بیشتر ترددها، مرز مشترک میان دو کشور راس ساعت ۲۰ بسته شود.

نمایندگان دولت کابل تصریح کردند: اعتراضی به حصار کشی در داخل مرزهای پاکستان نداریم ولی دولت اسلام آباد نباید حصار کشی را داخل خاک افغانستان انجام دهد.

دولت پاکستان با هدف کنترل ترددهای غیر مجاز در مرز مشترک با افغانستان و ممانعت از رفت و آمد تروریست‌ها اقدام به حصار کشی در مرز ۲۶۰۰ کیلومتری خود با افغانستان کرده است.

این اقدام دولت پاکستان مورد اعتراض دولت کابل قرار گرفته و آنها خواستار توقف روند حصار کشی توسط دولت پاکستان شده‌اند.

طبق آمار سازمان ملل پاکستان با میزبانی از یک میلیون و چهارصد هزار مهاجر افغانستانی مجاز و تعداد بالایی مهاجر غیر مجاز، دومین کشور مهاجر پذیر جهان محسوب می‌شود.

ادامه‌ی پست

رازهای خشت و آجر

زیگورات چغازنبیل شوش یکی از سه اثر ایرانی است که همزمان با تخت جمشید و میدان نقش جهان اصفهان در سال ١٣۵٨ خورشیدی به‌عنوان اولین اثر ملی ایران در فهرست جهانی یونسکو ثبت شد.

شعار سال: نیایشگاه
چغازنبیل توسط اونتاش‌گال (پیرامون
۱۲۵۰
پ.م.)، پادشاه بزرگ عیلام باستان و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، نگهبان شهر شوش،
ساخته شده‌ است
. مکان
جغرافیایی زیگورات چغازنبیل در
۴۵
کیلومتری جنوب شهر شوش در نزدیکی منطقه باستانی هفت‌تپه است که از جاده شوش به
اهواز قابل دسترسی است. بلندی آغازین آن
۵۲ متر
و
پنج طبقه بوده‌ است. امروزه ارتفاع
آن
۲۵ متر بوده و تنها ۲ طبقه و نیم از آن باقی‌مانده‌ است.

نمایی از زیگورات چغازنبیل

«چغازنبیل»
که نام باستانی
این
بنا است، واژه‌ای محلی و مرکب از دو واژه «چُغا» و «زنبیل» است که اشاره‌ای است به
مکان معبد که تپه بوده و آن را به زنبیل واژگون تشبیه می‌کردند. این مکان نزد
باستان‌شناسان به «دور-اونتش» معروف است که به معنای «دژ اونتش» است. زیگورات
چغازنبیل امروزه در مرز منطقه عرب و لر زبان قرار دارد اما در گذشته‌های دورتر
حوزه زندگی لرهای بختیاری بوده و واژه چغازنبیل در گویش لری به معنای تپه زنبیل
شکل است. چون همان‌طور که گفته شد، برای سالیان طولانی این مجموعه زیر خاک
مدفون بوده و شکل ظاهری آن فقط به‌صورت
تپه بوده است
.

این نیایشگاه توسط اونتاش ناپیریشا (حدود
۱۲۵۰ پ.م)،
پادشاه بزرگ عیلام باستان و برای ستایش ایزد اینشوشیناک، الهه نگهبان شهر شوش،
ساخته شده و در حمله سپاه خونریز آشور بانی‌پال به همراه تمدن
عیلامی ویران شد. سده‌های متمادی
این بنا زیر خاک به شکل زنبیلی واژگون مدفون بود تا اینکه به‌دست رومن گیریشمن
فرانسوی در زمان پهلوی دوم از آن خاکبرداری شد. در سال
۱۸۹۰ ژاک دموگان، زمین‌شناس معروف گزارش داد که در ناحیه معروف
به چغازنبیل معادن نفت
وجود
دارد. ظاهرا در نتیجه همین گزارش بود که شرکت نفت ایران
به‌وجود آمد. در حدود ۵۰ سال بعد از آن تاریخ، مهندسانی که مشغول
کار نفت در آن ناحیه بودند برای باستان‌شناسی که در شوش کاوش می‌کرد، آجری
فرستادند که روی آن نوشته‌هایی بود و همین آجر موجب آغاز یک رشته کاوش‌هایی در
چغازنبیل و منتهی به کشف آثار جالبی شد. بنابراین می‌توان گفت که نفتی‌ها دین
خود را به باستان‌شناسان در این
مورد ادا کردند
.

گرچه خاکبرداری از این بنای محدب متقارن
واقع شده در دل دشت صاف موجب تکمیل دانش دنیا نسبت به پیشینه باستانی ایرانیان شد،
اما پس از گذشت حدود
۵۰ سال از این
کشف، دست عوامل فرساینده طبیعی و بی‌دفاع گذاشتن این بنا در برابر آنها، آسیب‌های
فراوانی را به این بنای خشتی-گلی وارد کرده و خصوصا باقی‌مانده طبقات بالایی را
نیز دچار فرسایش شدید کرده‌ است. چغازنبیل جزو معدود بناهای ایرانی است که در
فهرست آثار میراث فرهنگی
جهانی
یونسکو
ثبت
شده است. در بعضی از کتب تاریخی نام قدیمی شوش، چغازنبیل نامیده شده است
.

در معماری ایرانی، آجر تنها پرکننده جرزها و پوشاننده احجام و
جداکننده آنها از یکدیگر نیست بلکه به‌عنوان یک عنصر کامل در ساختمان به کار رفته
است. اولین شیوه تهیه خشت مربوط به سال‌های پیش از هزاره ششم ق.م است. به‌کارگیری
آجر در شوش و تپه سیلک کاشان نیز نشان‌دهنده استفاده از این عنصر در زمان خود است.
در معبد چغازنبیل نیز به آجرهایی برمی‌خوریم که به‌عنوان کتیبه به دیوار نصب شده‌اند.
ساکنان سرزمین ایران نقش تعیین‌کننده‌ای در پیشبرد به‌کار گرفتن فن آجر داشته‌اند
.

عمده مصالح مجموعه چغازنبیل خشت است؛ به
همین خاطر از پوشش
آجری
با هدف حفاظت از حجم‌های زودفرسای خشتی، به‌ویژه در مورد زیگورات استفاده زیادی
شده است. در واقع از هزاران آجر پخته شده و کتیبه‌دار، زیگورات را تزیین می‌کردند؛
آجرهای لعاب‌دار، ملات قیر طبیعی، اندودهای گچی، تزیینات شیشه‌ای و گل میخ‌های
سفالین استفاده زیادی شده است. همچنین طی حفاری‌های به عمل آمده، مجسمه‌های سفالین
و لعاب‌دار گاوهای نر که از دروازه‌های ورودی بنای زیگورات محافظت می‌کردند، به‌دست
آمده است. در نزدیکی معابد هیشمیتیک و روهوراتیر کوره‌ای یافت شده که به منظور پخت
سفالینه‌ها به‌کار می‌رفته است
.

شواهدی در دست است که نشان می‌دهد شهر
دوراونتاش و زیگورات چغازنبیل پیش از آنکه به تمامی ساخته و کامل شود، به دست آشور
بانی‌پال، پادشاه آشور تصرف و ویران شده است. چنانکه همین شخص در کتیبه‌ای اظهار
کرده است: «من زیگورات شوش را که از آجرهایی با سنگ لاجورد لعاب شده بود، شکستم

معابد عیلام را با خاک یکسان کردم
شوش
را تبدیل به یک ویرانه کردم
ندای
انسانی و بانگ شادی
به
دست من از آنجا رخت بربست
.

شعار سال، با اندکی
تلخیص و اضافات برگرفته از روزنامه دنیای اقتصاد، تاریخ انتشار ۲۹ فروردین ۹۷، شماره:
۳۳۷۷۵۱۸

ادامه‌ی پست