تبلیغات

از درج هرگونه تبلیغات و مطالب هرز معذوریم

آشوراده” دارد می‌سپارد جان

در حالی‌که خبرها حاکی از رسیدن پروژه گردشگری آشوراده به فاز اجرایی است، اما هنوز هم از سوی برخی فعالان محیط‌زیست اما و اگرهایی در خصوص اجرای این پروژه وجود دارد و برخی معتقدند این پروژه باعث به قهقرا رفتن منطقه می‌شود.

شعارسال: به نقل از ایلنا، در هفته‌های اخیر اظهارنظرهای مسئولان سیاسی گلستان، مدیران محیط
‌زیست و … حاکی از رسیدن پروژه گردشگری آشوراده به فاز اجرایی است. پروژه‌ای که استانداری
گلستان مسئولیت آن را پذیرفته و امور اجرایی را به سازمان همیاری شهرداری‌های استان
سپرده است و در حالی‌که این منطقه تحت نظارت اداره کل محیط‌زیست استان مازندران است
اما اداره کل محیط‌زیست استان گلستان نظارت بر این پروژه را برعهده دارد
.

این پروژه اگرچه به
روزهای اجرایی شدن نزدیک می‌شود، اما برخی فعالان محیط‌زیست نسبت با اجرای این پروژه
مخالف هستند و معتقدند؛ این طرح به اجرای اکوتورسیم در این منطقه کمک نخواهد کرد، اما
برخی دیگر از فعالان محیط‌زیست معتقدند؛ اگر در این منطقه اکوتوریسم اجرایی شود، نه
تنها می‌تواند به توانمند شدن جوامع بومی کمک کند، بلکه باعث حفظ منطقه حفاظت‌شده آشوراده
می‌شود
.

در طرح گردشگری آشوراده
به مردم محلی توجه نشده است

حر منصوری عبدالملکی
(فعال محیط زیست) با بیان اینکه سال‌هاست در حوزه میانکاله فعال است، درباره آغاز اجرای
طرح گردشگری در آشوراده می‌گوید: برنامه‌هایی که در ابتدا تدوین شده بود، برنامه‌های
خوبی نبود و مخالفت‌های زیادی را در پی داشت، اما در یکی دو سال اخیر برنامه‌ها در
حال تغییر شکل است و از حالت سرمایه‌گذاری از بیرون، هتل‌سازی و سخت‌افزاری به سبک
دیگری یعنی به بوم‌گردی و طبیعت‌گردی که حالت نرم‌افزاری است، نزدیک می‌شود
.

وی با بیان اینکه
در حال حاضر آشوراده طی روزهای بهار و تابستان پذیرای بیش از دو تا سه هزار گردشگر
است، آن هم در حالی که ضابطه و قوانین خاصی بر این منطقه حاکم نیست، تصریح می‌کند:
معتقدم بوم‌گردی و اکو‌توریسم یک برنامه نرم‌افزاری است و نیاز به ساخت و ساز ندارد.
در اکوتوریسم به توانمندسازی مردم بومی منطقه کمک می‌شود و به جای اینکه سازه‌ای در
منطقه ایجاد شود، ذهن مردم منطقه و بومی را فعال می‌کند تا بتوانند پذیرای گردشگر باشند.
این دو مقوله گردشگری انبوه و اکوتوریسم کاملا رویکردهای متفاوتی دارد اکوتوریسم صددرصد
ظرفیت‌های اکولوژیکی را می‌بیند که خوشبختانه در طرح جدید آشوراده نیز دیده شده است
.

حر منصوری عبدالملکی
با بیان اینکه سال‌هاست در این منطقه برنامه‌های استاندارد پرنده‌نگری اجرا می‌شود،
ادامه می‌دهد: بارها و بارها مردم به این منطقه آمده و با ایجاد سر و صدا باعث مزاحمت
پرندگان می‌شوند و در آنجا آتش روشن می‌کنند و زباله‌هایشان را رها می‌کنند و جا دارد
مسئولان توجه بیشتری به این موضوع داشته باشد
.

وی با انتقاد از پروژه
گردشگری در آشوراده خاطرنشان می‌کند: معتقدم آنطور که باید به حضور و مشارکت مردم در
این طرح توجه نشده است، چراکه فلسفه حضور گردشگر و توسعه گردشگری در مناطق حفاظت شده
این است که مردم منطقه را ذینفع کند و اگر قرار باشد؛ سرمایه‌گذار از منطقه دیگری بیاید
و سرمایه‌گذاری کرده و سود کسب کند مردم به عنوان صاحبان آن منطقه احساس عدم تعلق خاطر
به منطقه را خواهند داشت و می‌توانند مشکلات را با انجام صید و شکار بیشتر کنند، چرا
که احساس می‌کنند منطقه از دست‌شان بیرون رفته است
.

دیدگاه متفاوتی از
فعالان محیط‌زیست وجود دارد؛ برخی معتقدند که نباید اصلا در این زمینه وارد شد این
تفکر باعث می‌شود اعتماد جامعه نسبت به فعالیت‌های فعالان محیط‌زیست کم شده و محیط‌ایست
زاییده همین تفکر است
.

این فعال محیط‌زیست
ادامه می‌دهد: اکوتوریسم یک موضوع نرم‌افزاری است و باید با یک شیب ملایم پیش‌رود و
نیازی نیست در یک مقطع زمانی کوتاه به یک منحنی پرشیب توسعه دست پیدا کنیم، بلکه باید
آرام آرام و با توجه به توانی که مردم پیدا می‌کنند، جلو رفت و تعادل بین گردشگری که
به منطقه می‌آید و بکارگیری و درگیر شدن جامعه بومی منطقه باشد و گرنه اصل اکوتورسیم
از بین می‌رود
.

منصوری با بیان اینکه
اکوتوریسم با گردشگری انبوه متفاوت است، تاکید می‌کند: اکوتوریسم سفری است مسئولانه
به مناطق حفاظت شده که باعث بالا رفتن سطح اقتصادی جامعه بومی و حفظ محیط‌زیست می‌شود.
باید در منطقه آشوراده هم اقداماتی صورت گیرد تا مردم از بودن پرنده نفع داشته باشند
.

وی با بیان اینکه
طرح از آنچه که در اولیه مطرح شده بود؛ بسیار بهبود پیدا کرده، تصریح می‌کند: تاکید
دارم این سرمایه‌گذاری باید از سوی مردم صورت بگیرد و اگر مردم نمی‌توانند، نباید عجله
کرد چراکه اگر اشتباهی در جایی صورت گیرد قابل برگشت نیست. روال تمام دنیا این است
که روی اکوتوریسم سرمایه‌گذاری انسانی و دانش‌محور شود نه در حد شعار بلکه در اصل باید
مردم تحت پروژه‌های توانمندسازی توانمند شوند و امور را در دست بگیرند و حاکمیت بیش
از گذشته نظارت داشته باشد نه اینکه دولت، سازمان‌ها و شرکت‌های شبه‌دولتی سرمایه‌گذاری
کنند
.

در حالی که برخی از
فعالان محیط زیست معتقدند؛ باید با استفاده از توانایی مردم منطقه اکوتوریسم را در
منطقه آشوراده فعال کرد تا از این طریق جلوی هجوم چند هزار نفری مردم را به این مناطق
حفاظت شده گرفت عده دیگری از فعالان محیط‌زیست معتقدند که گردشگری در ایران ضابطه‌مند
نیست و معتقدند هرگونه ساخت و سازی در این منطقه باعث نابودی این منطقه خواهد شد
.

داریوش عبادی (دبیر
شبکه سمن‌های مازندران) درباره اجرای طرح گردشگری آشوراده به حضور چند هزار نفری مردم
در ایام تعطیلات در این منطقه حفاظت شده اشاره کرد و می‌گوید: همیشه یک پنجم مناطق
حفاظت شده به عنوان منطقه امن حیات وحش در نظر گرفته می‌شود و حیات وحش در آن مناطق
باید از امنیت کافی برخوردار باشد. هجوم افراد بی‌شمار در چنین مناطقی باعث می‌شود،
این مناطق دستخوش یک سری تخریب‌ها و نابودی‌هایی در عرصه طبیعت ‌شود
.

وی با بیان اینکه
در کشور ما فرهنگ گردشگری و اکوتوریسم وجود ندارد، ادامه می‌دهد: حضور افراد می‌تواند
باعث افزایش آلودگی‌های زیست‌محیطی و صوتی در این منطقه می‌شود. همچنین افزایش زباله
در این منطقه باعث از بین بردن پوشش گیاهی می‌شود. ما در کشور تعداد اندکی از این مناطق
داریم و معتقدیم زیستگاه زیست‌کره باید حفظ شود چراکه زیست‌کره متعلق به همه جهانیان
است و تنها متعلق به ما نیست
.

چرا باید امکانات
را به یک منطقه بیاوریم و سپس جلوی ورود گردشگر را بگیریم. از شمال تا جنوب کشور مناطق
بیشمار طبیعی و غیرطبیعی برای گردشگری وجود دارد حتما باید به آشوراده که نقطه امن
ذخیره‌گاه زیست کره و محلی برای پرندگان و جانوران است نیز وارد شویم و برای توجیه
این عمل بگوییم می‌خواهیم این منطقه را سامان‌دهی کنیم. وظیفه سازمان حفاظت محیط‌زیست
این است که از ورود این افراد به این مناطق جلوگیری کند و جز افراد بومی افراد دیگری
وارداین منطقه نشوند
.

عبادی با تاکید براینکه
هرگونه ساخت و سازی در منطقه میانکاله باعث نابودی و سیر قهقهرایی این منطقه خواهد
شد، تصریح می‌کند: ارزیابی زیست‌محیطی که برای پروژه‌های مختلف انجام می‌شود فاقد استانداردهای
بین‌المللی است. پروژه‌های این چنینی باید براساس شاخص‌های زیست‌محیطی ارزیابی شود
و براساس این ارزیابی‌ها نظارت شود
.

مگر می‌شود برای یک
زیستگاه دو مدیر کل تصمیم‌گیری کنند

وی با بیان اینکه
به نظر می‌آید؛ بیشتر ارزیابی‌ها چانه‌زنی است تا ارزیابی خاطرنشان می‌کند: ارزیابی‌های
این منطقه نیز در سازمان حفاظت محیط‌زیست گلستان بررسی شده، در حالی که شبه‌جزیره میانکاله
از نظر تقسیمات استانی زیر نظر اداره کل منابع طبیعی استان مازندران است، اما این پروژه
به گلستان واگذار شده است
.

وی ادامه می‌دهد:
آیا اصلا قانونی وجود دارد که استان دیگری در حوزه‌ای که تحت اختیارش نیست، پروژه تعریف
کند. یک ذخیره‌گاه را نمی‌توانند به دو مدیریت واگذار کنند و این برخلاف قانون است.
یک ذخیره‌گاه که ۳ الی ۴ کیلومتر عرض داشته و در حدود ۷۰ کیلومتر است را به دو مدیر
واگذار می‌کنند. این اشتباه است و ما به شدت با آن مخالف هستیم
.

عبادی تاکید می‌کند:
در زمان مدیریت آقای مهردادی و در دوره خانم ابتکار موضع‌گیری استان در خصوص این پروژه
مشخص شد، اما دوباره این موضوع از طریق استان دیگری مطرح شد من نمی‌دانم چرا دوباره
مطرح می‌شود در حالی که در زمان خانم ابتکار ارزیابی‌ها منفی اعلام شد، اما در حال
حاضر ارزیابی‌ها مثبت اعلام شده است
.

هدف پروژه اشتغال
جوامع بومی است

امیر عبدوس (مدیر
کل حفاظت محیط‌زیست استان گلستان) در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا با بیان اینکه برداشت‌هایی
که برخی از فعالان محیط‌زیست از این پروژه دارند اشتباه است، می‌گوید: علت این برداشت‌های
اشتباه واگذاری‌هایی است که در دهه گذشته در آشوراده انجام شده است، اما خوشبختانه
با ورود جدی سازمان محیط‌زیست و سازمان بازرسی کل کشور واگذاری‌ها منتفی شد
.

وی با اشاره به واگذاری‌هایی
که در سال ۸۶ صورت گرفته بود، خاطرنشان می‌کند: بازگشت این واگذاری‌ها به سازمان حفاظت
محیط زیست به این معنا نیست که ما در جزیره آشوراده نیاز به امکانات و تاسیساتی برای
مدیریت گردشگری و طبیعت‌گردی نداشته باشیم
.

در حال حاضر سفرهای
کنترل‌نشده‌ای به این منطقه انجام می‌شود، درحالی که اگر امکاناتی در آن منطقه برای
مدیریت سفرها و کنترل وجود داشته باشد دیگر این مشکلات وجود نخواهد داشت
.

عبدوس در پاسخ به
این سوال که آیا این طرح باعث توانمندشدن جوامع محلی و بومی می‌شود؟ می‌گوید: شان نزول
این پروژه اشتغال جوامع بومی بوده است تا بتوانند از این ذخیره‌گاه زیست کره و جاذبه‌های
گردشگری آن منتفع شوند. منافع این ذخیره‌گاه حیات‌وحش و منطقه حفاظت شده باید در سر
سفره مردم منطقه حس شود تا انگیزه لازم برای حفاظت این منطقه را داشته باشند تا زمانی
که مردم ببینند یک منطقه تحت مدیریت با منافع آنها تضاد دارد، نمی‌توان انتظار داشت
که برای حفاظت منطقه کوشش کنند و نمی‌توان انتظار داشت که بهره‌برداری خود را از تنوع
زیستی منطقه یا منابع زیستی موجود در منطقه کاهش دهند
.

وی با تاکید بر اینکه
طرح تهیه شده منطبق با اصول طبیعت‌گردی در یک منطقه حفاظت شده است، توضیح می‌دهد: این
طرح در ابتدا مشتمل بر فعالیت‌های گسترده‌ای بود که تقریبا به ده درصد کاهش پیدا کرده
و تمامی فعالیت‌هایی که در تضاد با گردشگری منطقه تحت حفاظت بود، حذف شده و فرآیند
ارزیابی اثرات زیست‌محیطی ۴ سال به طول انجامید. این طرح به مرحله‌ای رسیده که هم مورد
پذیرش سازمان حفاظت محیط است و هم مورد قبول مجری اما از آنجا که این ظرفیت را نمی‌توان
به یکباره در اختیار جوامع بومی گذاشت نیاز به سرمایه‌گذاری دولتی دارد
.

وی با تاکید براینکه
برای این طرح از سرمایه‌‌گذار بخش‌خصوصی استفاده نشده است، می‌گوید: استانداری گلستان
مسئولیت این سرمایه‌گذاری را برعهده گرفته، اما از آنجا که استانداری گلستان نمی‌تواند
به صورت مستقیم سرمایه‌گذاری کند سازمان همیاری شهرداری‌های استان را مسئول این کار
کرد. این طرح دقیقا منطبق با طرح مدیریت پناهگاه حیات‌وحش میانکاله است که در گذشته
توسط سازمان حفاظت محیط‌زیست تهیه شده بود
.

عبدوس در پاسخ به
این سوال که آیا از منازلی که در همین محدوده قرار دارد به عنوان بوم‌گردی استفاده
می‌شود، خاطرنشان می‌کند: قرار است سازه‌هایی در این منطقه ایجاد شود، از ۳۸۰ هکتاری
که کل جزیره است ۲۲ هکتار اختصاص به این طرح دارد و از این مقدار نیز فقط ۱۰ درصد تحت
پوشش سازه‌هایی برای خدمات‌رسانی و اسکان استفاده می‌شود و بقیه به شکل فضاهای روباز
است و سازه‌های ما کمتر از سه هکتار خواهد بود
.

مدیر کل حفاظت محیط‌زیست
استان گلستان تصریح می‌کند: در این طرح پیش‌بینی شده که سازه‌ها به صورت قابل انتقال
بوده یا با مصالح بومی منطقه ساخته شوند و حداکثر ارتفاع آنها کمتر از درختان جزیره
آشوراده بوده که حداکثر شش متر است. در خصوص مدیریت پسماند و پساب این منطقه نیز از
پیشرفته‌ترین امکانات استفاده می‌شود. از انرژی‌های نو متعهد شده که در این منطقه استفاده
شود تا ما انتقال برق نداشته باشیم. این طرح سبک و منطبق بر استانداردهای مناطق حفاظت
شده در دنیا است
.

حضور گردشگر در جزیره
براساس این طرح ۵۰۰ نفر در روز و ۸۰ نفر در شب

وی با بیان اینکه
ممکن است هر طرحی با خود جمعیتی را وارد منطقه کند، می‌گوید: برای این منظور ۱۳۰ هکتار
از اراضی بندر ترکمن در نظر گرفته شده تا سرمایه‌گذاری‌های سازه‌های سنگین مانند هتل
در این منطقه ایجاد شود و سفرهایی که به منطقه آشوراده انجام می‌شود فقط سفرهای سبک
روزانه باشد براساس این طرح حداکثر تعداد افرادی که در جزیره حضور خواهند داشت ۵۰۰
نفر در روز و ۸۰ نفر در شب خواهند بود
.

عبدوس ادامه می‌دهد:
قصد داریم یک مسیر پل چوبی بین بندر ترکمن تا جزیره آشوراده ایجاد شود، تا تردد به
صورت پیاده امکان‌پذیر باشد و از تردد زیاد قایق‌های موتوری در این منطقه نیز کاسته
شود. البته این جزو طرح نیست و پیشنهادی از سوی ماست
.

برای استانداری گلستان
مقدور نیست با اداره کل محیط‌زیست مازندران قرارداد امضا کند

وی در خصوص واگذاری
این طرح به استان گلستان خاطرنشان می‌کند: اداره محیط‌زیست استان مازندران زحمات بسیار
زیادی برای حفاظت از منطقه حیات وحش میانکاله کشیده‌است و برای امر حفاظت از آنجا شهید
هم داد‌ه‌اند اما از آنجا که مجری این طرح استانداری گلستان است و تمامی عرصه جزیره
آشوراده در محدوده سیاسی استان گلستان و تحت حفاظت فرمانداری بندرترکمن است، هر گونه
اتفاق در آنجا در حوزه قضایی شهرستان بندر ترکمن است
.

مدیر کل حفاظت محیط‌زیست
استان گلستان ادامه می‌دهد: برای همکاران ما در استان مازندران دشوار است که بتوانند
به مراحل اجرایی این طرح نظارت کنند، ضمن اینکه برای استانداری گلستان هم مقدور نیست
که با اداره کل محیط‌زیست استان مازندران وارد قرارداد شود به همین دلیل درخواست شد
این طرح و نظارت آن به اداره کل محیط‌زیست استان گلستان تفویض اختیار شود که این کار
نیز صورت گرفت
.

 

شعار سال، با اندکی
تلخیص و اضافات بر گرفته ازسایت خبری  سلامت نیوز،
تاریخ انتشار: ۲خرداد ۱۳۹۷ ، کدخبر
:  ۲۴۴۶۱۷،www.salamatnews.com

ادامه‌ی پست

متهمان پرونده کانال‌های تلگرامی به یک تا ۵ سال حبس محکوم شدند

رئیس دادگاه‌های عمومی و انقلاب تهران گفت: تعدادی از متهمان پرونده‌های جرایم شبکه‌های تلگرامی به حبس تا پنج سال محکوم شدند.

شعارسال:عباس
پوریانی گفت: دادگاه های مربوطه با حضور متهمان و وکلای آنان برگزار شد و هنوز پرونده
هایی هست که احتمالا تعدادی به صورت غیابی رسیدگی می شود
.

رئیس دادگاه های عمومی
و انقلاب تهران با بیان اینکه برخی شبکه های تلگرامی قبل از فیلتر شدن، به دلیل انتشار
مطالبی برخلاف قوانین و مقررات، شاکیان متعددی داشته اند، گفت: بر اساس قانون افرادی
که در معرض توهین قرار می گیرند، حق شکایت کیفری از فرد اهانت کننده برای آنها محفوظ
است
.

او افزود: در این
پرونده افرادی به عنوان اشخاص حقوقی دستگاه ها و ارگان های دولتی نسبت به برخی مطالب
اهانت آمیز در تلگرام شکایت کردند
.

پوریانی گفت: افرادی
نیز با عنوان اتهامی نشر اکاذیب به قصد تشویش اذهان عمومی و توهین به مقامات دولتی
و قضایی تحت تعقیب کیفری قرار گرفتند که پرونده این متهمان با صدور کیفرخواست به مجتمع
قضایی کارکنان دولت ارجاع شد
.

وی ادامه داد: برای
برخی از متهمان پرونده های شبکه های تلگرامی پس از مراحل رسیدگی،​ حبس های طولانی مدت
تا پنج سال صادر شده است
.

رئیس دادگاه های عمومی
و انقلاب تهران خاطرنشان کرد: رای آنان قطعی نشده و در مرحله تجدیدنظر خواهی و پرونده
برخی دیگر هم در مرحله تحقیقات است
.

شعار سال، با اندکی
تلخیص و اضافات بر گرفته ازسایت خبری  اعتماد آنلاین،
تاریخ انتشار: ۲خرداد ۱۳۹۷ ، کدخبر
:  ۱۹۰۴۳۴،www.etemaadonline.ir

ادامه‌ی پست

در خوابگاه دختران دانشگاهی چه می گذرد؟

زندگی خوابگاهی تجربه‌ای جدید، اما همراه با سختی‌هایی، چون دوری از خانواده است که فرد باید با توجه به روحیات خود دست به انتخاب بزرگی از نوع دوری از والدین و خانه و کاشانه خود بزند. فرد هنگام ورود به خوابگاه دانشجویی وارد زندگی جدیدی می‌شود و پس از آن بعضی کار‌هایی که پیش از این بر عهده خانواده بود را باید خود انجام دهد، آن‌هم در بین افرادی که بیگانه هستند.

شعارسال: زندگی
خوابگاهی تجربه‌ای جدید، اما همراه با سختی‌هایی، چون دوری از خانواده است که فرد باید
با توجه به روحیات خود دست به انتخاب بزرگی از نوع دوری از والدین و خانه و کاشانه
خود بزند. فرد هنگام ورود به خوابگاه دانشجویی وارد زندگی جدیدی می‌شود و پس از آن
بعضی کار‌هایی که پیش از این بر عهده خانواده بود را باید خود انجام دهد، آن‌هم در
بین افرادی که بیگانه هستند
.

 این الگوی نوین زندگی باید خانواده‌ها را هم متوجه این نکته مهم بکند که زندگی
در کنار آدم‌هایی که می‌دانند موقتا در کنار هم هستند می‌تواند به دلسردی از زندگی
و در نتیجه ناامیدی منجر شده و ساکنان را از درک واقع‌بینانه زندگی دور کند و برای
آن‌ها برداشت انتزاعی از زندگی دست دهد به طوریکه هرگز معنای حقیقی زندگی و لذت در
کنار هم بودن را از جامعه به دست نیاروند
.

به هر حال ارتباط
انتزاعی و سطحی با دیگران می‌تواند به تصویرسازی موقتی از زندگی منجر شود که خود بی‌نهایت
خطرناک خواهد بود، هم از حیث فردی و هم از حیث اجتماعی، در پیوستار فردی – اجتماعی
افسردگی و بیزاری از خود از یکسو و جامعه‌ستیزی و نفرت از دیگران از طرف دیگرناگفته
نماند زندگی خوابگاهی علاوه بر آسیب‌هایی که دارد، زمینه‌ساز رشد فردی است. یعنی عده‌ای
به خودکفایی می‌رسند و برخی به علت ناتوانی در وفق دادن خود با شرایط و هماهنگ شدن
ضربه می‌خورند
.

یکی از دانشجویان
خوابگاهی دانشگاه بوعلی‌سینا در گفتگو با ایسنا، با اشاره به اینکه معماری خوابگاه
«شبنم» مسأله‌دار است، اظهار کرد: حداقل مقررات ساختمان در آن رعایت نشده است، اغلب
تاریخ ساخت این نوع مساکن شهری به سه یا چهار دهه قبل برمی‌گردد و از حیث سطح برخورداری
از استاندارد خانه و سکونتگاه، استحکام و عمرمفید ساختمان دارای مشکل بوده و هر آن
سلامت روحی و جسمی دانشجویان را تهدید می‌کند بنابراین با رعایت حقوق شهروندی و اعمال
نظارت جدی در رفتار و تربیت مدنی دانشجویان می‌تواند سطح آسیب‌زایی آن‌ها به حداقل
ممکن برسد
.

یکی دیگر از دانشجویان
خوابگاه «شبنم» با اشاره به اینکه در هر اتاق ۵ تا ۶ نفر زندگی می‌کنند در حالیکه ظرفیت
این اتاق‌ها بیش از دو نفر نیست، اما شرایط به نحوی پیش می‌رود که یا باید در همین
اتاق‌ها ماند یا قید خوابگاه را زد و به گزینه‌های دیگر مانند خوابگاه‌های خودگردان
و خانه دانشجویی فکر کرد که برای من و همه کسانی‌که اینجا زندگی می‌کنند، میسر نیست
.

او ادامه داد: ساختمان
خوابگاه شبنم به گفته دانشجو‌ها بسیار قدیمی و در نزدیک مناطق مسکونی و نزدیک خوابگاه
پسرانه است و استفاده از پنجره برای دانشجویان مشکل است همچنین پنجره‌ها فاقد توری
است و با نزدیک شدن به فصل گرما حضور حشرات موذی باعث آزار می‌شود
.

این دانشجو از دیگر
مشکلات خوابگاه را پایین بودن سرعت اینترنت در خوابگاه‌های دولتی دانست و گفت: با سرعت
خیلی پایین خدمات‌رسانی می‌شود، زندگی دانشجویی همواره با استراس و فشار روانی همراه
است و در سال‌های اخیر مسائل اقتصادی نیز باعث پررنگ شدن این مشکلات شده است
.

او عدم تنوع و تکراری
بودن غذا و استفاده بیش از حد از ادویه‌جات در غذا را از جمله مشکلات تغذیه‌ای دانشجویان
خوابگاهی برشمرد و اظهار کرد: حمل‌ونقل دانشگاه زمان مشخصی ندارد و یا اطلاع‌رسانی
نشده و انعطاف‌ناپذیر بودن راننده‌ها در پی دیر رسیدن دانشجو‌ها به سرویس نیز از دیگر
مشکلات است
.

وی ادامه داد: با
طولانی شدن روز‌ها در فصل بهار، دانشجویان به ساعات بسته شدن و ورود و خروج و حضور
در محوطه خوابگاه معترض هستند
.

گروهی از دانشجویان
خوابگاه دخترانه «فرزانگان ۱» دانشگاه بوعلی‌سینا نیز به بیان مشکلات این خوابگاه اشاره
و خاطرنشان کردند: تردد بیش از حد کارگران تأسیساتی بدون توجه به ساعات مشخص در حالیکه
مشکلات باید قبل از ورود دانشجویان رفع می‌شد و نشده است و هم‌اکنون که نزدیک به پایان
ترم است هنوز مشکلات خوابگاه حل نشده و ادامه دارد
.

یکی از دانشجویان
این خوابگاه ادامه داد: اتاق‌ها رنگ مناسب ندارند و این مسأله باعث دلگیری خوابگاه
شده همچنین عدم ارائه سرویس آشپزخانه از جمله اجاق گاز مناسب و یا سینک ظرفشویی مناسب
به ویژه در روز‌های تعطیل مشکلاتی را برای دانشجویان به همراه داشته است
.

دیگر دانشجوی خوابگاه
«فرزانگان ۱» یادآور شد: دختران خوابگاه از عدم سکوت و به نحوه نظافت و استفاده بیش
از حد از مواد شوینده و بوی نامتبوع آن که منجر به بیماری‌های تنفسی می‌شود، شکایت
دارند. علاوه بر این مشکلات حضور دانشجو در اتاق‌ها بیش از ظرفیت موجود است چرا که
ظرفیت اتاق‌ها برای دو نفر است
.

معاون دانشجویی دانشگاه
بوعلی‌سینا در پاسخ به خبرنگار ایسنا در زمینه مشکلات قید شده توسط دانشجویان خوابگاهی
گفت: به مناسبت هفته خوابگاه‌ها برنامه‌هایی برای نظارت بهتر بر کیفیت غذای خوابگاه‌ها
و اقداماتی برای بازسازی ساختمان‌های قدیمی خوابگاه‌های داخل دانشگاه داریم
.

دکتر اسدالله نقدی
ادامه داد: برای حمایت از کالای ایرانی و بهتر شدن کیفیت غذای خوابگاه از برنج ایرانی
استفاده می‌شود و از موادغذایی مورد تأیید وزارت بهداشت و درمان استفاده شده است و
دو نوع غذا برای هر وعده در منوی غذایی وجود دارد و دانشجویان می‌توانند انتخاب کنند
.

وی اضافه کرد: در
رابطه با کیفیت پخت غذا پیمانکار تذکر خورده و جریمه شده و برای بهتر شدن کیفیت پخت
تجهیزات آشپزخانه خوابگاه‌ها بازسازی و نوسازی شده است

معاون دانشجویی دانشگاه
بوعلی‌سینا تصریح کرد: نظارت بر خوابگاه‌های خصوصی به صورت کلی است که به علت آسیب‌پذیر
بودن دانشجویان در این خوابگاه‌ها تصمیم بر نظارت دقیق‌تر و جزئی‌تر گرفته شده است
.

وی با اشاره به علت
کم بودن ظرفیت خوابگاه‌ها و اینکه خوابگاه فقط ظرفیت دانشجویان روزانه را دارد و در
قبال دانشجویان شبانه و غیردولتی هیچ تعهدی ندارد، متذکر شد: با این حال دانشگاه برای
این دانشجویان هم اقداماتی انجام داده است
.

نقدی درباره درمانگاه
خوابگاه نیز اظهار کرد: درمانگاه خوابگاه با یک دستگاه آمبولانس و چندین پزشک در ساعت‌های
مختلف خدمات‌رسانی می‌کند و همچنین قراردادی با بیمارستان فرشچیان داریم که در صورت
بروز مشکل بیمار را به این بیمارستان انتقال می‌دهیم
.

معاون کتابخانه مرکزی
و مرکز اسناد دانشگاه بوعلی‌سینا نیز به خبرنگار ایسنا گفت: این کتابخانه در سال
۵۴ همزمان با تأسیس دانشگاه بوعلی‌سینا راه‌اندازی شده است. با افزایش تعداد دانشجویان
و تشکیل دانشکده‌های جدید بخشی از کتاب‌ها از این کتابخانه تفکیک شده و به کتابخانه‌های
دانشکده‌ها منتقل شده و مجموعه آن‌ها گسترش یافته است
.

مجتبی خداویسی مهمترین
هدف این مرکز اطلاع‌رسانی را ارائه خدمات به دانشجویان، اساتید، کارمندان و اعضای هیئت
علمی دانست که جامعه استفاده‌کننده از این کتابخانه را تشکیل می‌دهند و افزود: مقاطع
تحصیلی این افراد کاردانی، کارشناسی، کارشناسی‌ارشد و دکتری در رشته‌های مختلف است
و در سطح استان بسیاری از افراد نیاز خود را از این کتابخانه تأمین می‌کنند
.

وی ادامه داد: ایجاد
مرکز اطلاع‌رسانی حرکتی مثبت در راه پیشبرد اهداف دانشگاه بوده و دانشجویان را با فناوری
نوین همگام می‌سازد به طوریکه این کتابخانه در حال حاضر در موضوعات گوناگون ارائه خدمات
می‌کند
.

خداویسی در رابطه
با به‌روز نبودن کتاب‌های دانشکده‌ها گفت: کتاب‌های دانشکده‌ها تقاضامحور است و براساس
نیاز گروه‌ها و با تشخیص اساتید دانشکده‌ها کتاب‌ها تهیه می‌شود به طوریکه دانشگاه
هر سال کتاب‌های جدید و تاره منتشر شده را از نمایشگاه بین‌المللی تهران خریداری می‌کند
.

دانشگاه بوعلی‌سینا
همچنین دانشگاه مرکز آموزش زبان فارسی به غیرفارسی زبانان دارد که آبان‌ماه ۹۵ فعالیت
آموزشی خود را با حضور دانشجویانی از کشور‌های مختلف از جمله الجزایر، پاکستان، عراق
و سوریه به طور رسمی آغاز کرده است
.

گرچه زندگی در خوابگاه‌های
دانشجویی سختی‌ها و مشکلات خاص خود را به همراه دارد، اما بیشتر دانشجویان به علت داشتن
امنیت خوابگاه‌ها نسبت به مکان‌های دیگر، به صرفه بودن، نزدیکی به دانشگاه و … اقامت
در خوابگاه‌ها را ترجیح می‌دهند و از سوی دیگر خانواده‌های این دانشجویان نیز به امید
نظارت مسئولان دانشگاه
ها بر خوابگاه‌های دانشجویی،
فرزندانشان را راهی دانشگاه شهر‌های دیگر می‌کنند. از این رو رفع کمبودها، افزایش تعداد
خوابگاه‌ها، نظارت و کیفیت‌بخشیدن به آن‌ها باید در اولویت مراکز آموزش عالی و مسئولان
دانشگاه‌ها قرار گیرد
.

شعارسال، با اندکی
تلخیص و اضافات بر گرفته ازپایگاه خبری تحلیلی 
فردا، تاریخ انتشار: ۱خرداد ۱۳۹۷ ، کدخبر
:  ۸۱۷۷۹۲،www.fardanews.com

ادامه‌ی پست

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی فرانسه

برج ایفل در فرانسه

تیم ملی فوتبال فرانسه در گروه C جام جهانی قرار دارد و با تیم‌های استرالیا، پرو و دانمارک هم گروهی شده است. این تیم در طول سال‌های مختلف دوره‌های درخشانی داشته و همواره در جام جهانی از جمله تیم‌هایی بوده که امید زیادی به صعود و حتی قهرمانی آن وجود داشته است.

خرداد ماه و تیر ماه امسال با برگزاری مسابقات فوتبال جام جهانی ۲۰۱۸ روسیه حال و هوای دیگری پیدا کرده است. جام جهانی در روز ۲۵ خرداد با بازی افتتاحیه بین روسیه میزبان این دوره و عربستان سعودی به طور رسمی آغاز می‌شود. در این مطلب با فرانسه اولین تیم گروه C این دوره از مسابقات جام جهانی فوتبال آشنا می‌شوید.

در ابتدا بد نیست چند نکته در خصوص سیستم آموزشی و شرایط تحصیلی دانش‌آموزان این کشور را با هم بخوانیم.

حقایقی درباره سیستم آموزشی فرانسه

سیستم آموزشی فرانسه در اواخر قرن نوزدهم به روز رسانی شد. در دهه هشتاد میلادی مدارس مدرن در فرانسه دایر شدند که در آنها بچه‌های ۶ تا ۱۲ ساله به تحصیل می‌پرداختند. آموزش از همان زمان برای همه مردم اجباری شد. سیستم آموزشی در این کشور تحت نظارت وزارت آموزش ملی قرار دارد.

اکنون ۱۸ میلیون دانش‌آموز، حدود یک سوم جمعیت ۶۷ میلیونی این کشور، در حال تحصیل هستند. از این تعداد، بیش از ۲٫۴ میلیون نفر وارد تحصیلات عالی می‌شوند و در دانشگاه‌ها مشغول تحصیل هستند. وزیر آموزش فرانسه در سال ۲۰۰۰ میلادی اعلام کرد که ۳۹ مدرسه در این کشور از ۷۵ هزار مدرسه دولتی به شدت و به طور جدی درگیر خشونت هستند و ۳۰۰ مدرسه به نسبت کمتری در شرایط نامناسبی برای آموزش و پرورش کودکان و نوجوانان قرار دارند.

طبق برنامه وزارت آموزش، ویرایش سال ۲۰۱۴ میلادی، دانش‌آموزان در کشور فرانسه به طور معمول هر روز هفته از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۴:۳۰ عصر را باید در مدرسه حاضر باشند و روزهای آخر هفته یعنی شنبه‌ها نیز ساعت درسی از ساعت ۸:۳۰ صبح تا ۱۲:۰۰ ظهر است.

کلاس درس در فرانسه

ساختار آموزشی

سیستم آموزشی فرانسه سیستمی بسیار منظم و سازماندهی شده با زیر مجموعه‌های فراوان است. این سیستم به سه مقطع ابتدایی، متوسطه و تحصیلات عالی تقسیم می‌شود.

دوره ابتدایی

مدارس در کشور فرانسه به شدت تحت نظارت دولت هستند. کودکان در سن شش سالگی ملزم به ورود به مقطع ابتدایی به منظور گذراندن ۶ سال ابتدایی دوران تحصیل خود هستند. برخی از آن‌ها ممکن است در سن ۳ سالگی قبل از ورود به مدارس وارد مهدکودک شده باشند. در دوره ابتدایی در هر مقطع ممکن است دانش‌آموزان یک یا دو معلم داشته باشند که به آنها دروسی شامل فرانسه، علوم انسانی، ریاضی و علوم طبیعی را به صورت ابتدایی آموزش می‌دهند.

دوره متوسطه اول

این دوره چهار سال طول می‌کشد و دانش‌آموزان در سن ۱۱ تا ۱۵ سال در این مقطع آموزش می‌بینند. دانش‌آموزان در این مقطع با دریافت مدرک پایانی مجوز ورود به دوره بعدی را دریافت می‌کنند. این دوره معمولا در مدارسی تحت عنوان کالج ابتدایی آموزش داده می‌شود.

دوره متوسطه دوم

دانش‌آموزان فرانسوی چهار سال بعدی را در دبیرستان باید به تحصیل بپردازند. نوجوانان سنین ۱۵ تا ۱۸ سال در این دوره آموزش می‌بینند. در انتهای این دوره مدرکی تحت عنوان baccalauréat را دریافت می‌کنند که معادل مدرک دیپلم در ایران است و دانش‌آموزان برای ورود به دانشگاه ملزم به دریافت این مدرک هستند.

در فرانسه چند مدل دیپلم وجود دارد. دانش‌آموزان با پایان تحصیلات در این دوره می‌توانند مدرک دیپلم در رشته علوم طبیعی، ریاضی و فیزیک، علوم اقتصاد و اجتماعی، دیپلم‌هایی در زمینه زبان فرانسه، فلسفه، تاریخ، جغرافیا و رشته هنر دریافت کنند.

آموزش فنی و حرفه‌ای

دانش‌آموزان همچنین می‌توانند در رشته فنی و حرفه‌ای که مبتنی بر علوم کاربردی است، درس بخوانند. این دوره چهارساله است و پس از طی کردن دوران تحصیل در مدرسه آغاز می‌شود. همچنین دانش‌آموزان در این دوره تربیت می‌شوند تا وارد سیستم کاری شوند.

ورزش در مدارس فرانسه

زنگ ورزش در مدارس فرانسه

در سال ۱۸۶۹ میلادی مقرر شد رشته ژیمناستیک وارد چارت درسی مدارس فرانسه شود. در سال ۱۸۹۰ میلادی زمان مشخصی برای ورزش در نظر گرفته شد. در سال ۱۹۱۸ میلادی کمیته‌ای ملی به منظور تدریس ورزش در مدارس تاسیس شد. در سال ۱۹۲۴ میلادی نیز دروس ورزشی مختص مردان و زنان معرفی شد.

در سال ۱۹۲۵ میلادی مقدار زمان اجباری برای تدریس ورزش افزایش پیدا کرد. در سال ۱۹۶۹ میلادی برنامه درسی مدونی برای تدریس ورزش در مدارس در نظر گرفته شد. به طور معمول در کشور فرانسه سعی می‌شود به ورزش‌های گروهی بیشتر توجه شود.

نکاتی درباره فوتبال فرانسه

تیم ملی فوتبال فرانسه با لباس‌هایی به رنگ آبی، سفید و قرمز در بازی‌های ملی و بین‌المللی ظاهر می‌شوند. نماد این تیم خروس است. همچنین به طور غیر رسمی به فرانسوی‌ها در زمین بازی آبی‌ها هم گفته می‌شود. در دهه ۱۹۸۰ میلادی از این تیم به عنوان برزیلی‌های اروپا هم یاد می‌شد.

سرمربی تیم فرانسه در حال حاضر دیدیه کلود دشان است. این تیم یکبار قهرمان جام جهانی شده و دو بار در جام ملت‌های اروپا به مقام قهرمانی رسیده است. همچنین کسب مقام قهرمانی دو دوره از جام کنفدراسیون‌ها از جمله افتخارات این تیم است.

فرانسه در دهه ۵۰، ۸۰ و اواخر دهه ۹۰ میلادی در وضعیت بسیار مطلوبی بود و بیشترین نتایج را در این دوران کسب کرده است. در سال ۱۹۵۸ این تیم با مربی گری ریموند کاپا و جاست فونتین توانست مقام سومی جام جهانی را کسب کند و در سال ۱۹۸۴ میلادی با مربی گری میشل پلاتینی موفق به کسب مقام قهرمانی جام ملت‌های اروپا شد. این تیم همچنین در سال ۱۹۹۸ میلادی در بازی نفس گیر در مقابل تیم ملی برزیل قهرمان جام جهانی شد. فرانسه، آلمان، آرژانتین و برزیل تنها تیم‌های ملی هستند که سه جام مهم از نظر فیفا را از آن خود کردند. جام جهانی، جام کنفدراسیون‌ها و المپیک.

آنتوان گریزمن در تیم ملی فرانسه

بازیکن معروف تیم فرانسه: آنتوان گریزمن

آنتوان گریزمن سابقه عضویت در تیم‌های رئال سوسیداد را در کارنامه دارد و در حال حاضر عضو تیم اتلتیکو مادرید و تیم ملی فرانسه است. گریزمن بازی حرفه‌ای‌اش را با رئال سوسیداد شروع کرد، در پنج سالی که در این باشگاه حضور داشت در ۲۰۱ بازی ۵۲ گل به ثمر رساند.

در سال ۲۰۱۴ میلادی گریزمن برای اولین بار برای تیم ملی بزرگسال فرانسه به میدان رفت و همان سال در جام جهانی به تیم ملی کشورش کمک کرد تا به یک چهارم نهایی برسد. گریزمن در مسابقات جام ملت‌های اروپا ۲۰۱۶ به‌ عنوان بهترین گلزن یورو ۲۰۱۶ شناخته شد و کفش طلا را دریافت کرد.

گریزمن در کنار کریستیانو رونالدو و گرت بیل برای کسب عنوان بهترین بازیکن اروپایی سال ۲۰۱۶ توسط اتحادیه فوتبال اروپا انتخاب شد و بعد هم با درخشش ادامه‌دار خود در سال ۲۰۱۶ همراه با کریستیانو رونالدو، ستاره پرتغالی رئال مادرید و لیونل مسی، مهاجم آرژانتینی بارسلونا به عنوان سه نامزد نهایی برترین بازیکن مرد سال ۲۰۱۶ جهان معرفی شد.

جالب است بدانید آنتوان گریزمن، در فیلم لگو بتمن نسخه فرانسوی، به جای سوپرمن صحبت کرد و به عنوان صداپیشه فعالیت کرد. وی به عنوان دومین فوتبالیست فرانسوی در این انیمیشن، صداپیشگی کرد.

مطالب مرتبط:

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی روسیه

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی عربستان

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی مصر

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی اروگوئه

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی پرتغال

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی اسپانیا

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی مراکش

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی ایران

آشنایی با تیم‌های جام جهانی ۲۰۱۸/ حقایقی درباره تیم ملی استرالیا

ادامه‌ی پست

دست آخوند بایدبه جیب خودش باشد

در ایام انقلاب حسني مانع آتش زدن مراکز فساد شد و دستور داد اين مراکز تغيير کاربري پيدا کنند و زناني که آنجا فعاليت مي کردند را به مرکز بازپروري فرستاد،سپس تحويل خانواده هايشان داد.

شعارسال: حجه الاسلام غلامرضا حسنی، امام جمعه ارومیه درگذشت و این
بهانه ای شد تا مطلبی که سال ۱۳۸۹ درباره او در عصر ایران و به قلم جعفر محمدی
منتشر کرده بودیم را بار دیگر بازنشر کنیم. این نوشتار، کوشیده است با نگاهی
متفاوت، زوایای ناگفته زندگی حسنی را بکاود. مردی که به مبازرات مسلحانه اش شناخته
می شود و البته در آذربایجان غربی، مردم علاوه بر شخصیت روحانی ،چهره ای کشاورز از
او می شناسند.


زندگی حسنی، چنان آمیخته با حوادث گوناگون بود که بسیاری معتقدند می توان از آن
چند فیلم سینمایی جذاب ساخت.



***

بمباران ارومیه و دستور حسنی

۱۱ بهمن ۱۳۶۵ – ۱۱ صبح ؛ بمب افکن هاي عراقي به بالاي شهر اروميه رسيده اند. سال
هاست که از آغاز جنگ مي گذرد و در اين مدت برغم آنکه هواپيماهاي دشمن همواره از
بالاي سر اروميه گذشته اند اما هرگز آن را بمباران نکرده اند. درست به همين علت
است که اين بار نيز برغم آنکه آژير قرمز از راديوي محلي پخش شده، هيچ کس به
زيرزمين و پناهگاه نرفته است؛ زندگي عادي در جريان است اما وقتي هواپيماها ارتفاع
کم مي کنند، چشم ها به آسمان مي چرخند: نکند اين بار … و ناگهان صداي بمب هايي که
بي امان بر سر شهر مي ريزند.

۱۱ بهمن ۶۵ ، روز خونين مردم اروميه شد. تعداد کشته ها به حدي زياد بود که در باغ
رضوان (گورستان عمومي شهر) قبرها را با بيل مکانيکي کندند و با سنگ هاي سيماني از
هم جدا کردند.

۱۱ صبح ۱۳ بهمن نيز دوباره سروکله هواپيماهاي عراقي پيدا مي شود و باز هم بمباران
وحشيانه شهر.


اکثر مردم اروميه، يا خود در باغ هاي اطراف کلبه و مسکن دارند يا بستگان و
نزديکانشان؛ اين امکان خوبي براي آنها بود که شهر جنگ زده را به قصد باغ ها و
روستاها ترک کنند و ترک کردند.

به فاصله چند روز، آن شهر چند صد هزار نفري به منطقه اي متروکه تبديل شد. همه مردم
که نه ولي اکثرشان شهر را ترک کرده بودند و هر خانه روستايي، گاه پذيراي ۵ خانواده
شهري بود که از بد حادثه به آنجا پناه برده بودند.

در چنان حال و روزي، سارقان جشن گرفتند! خانه اي خالي از سکنه و پر از کالا براي
آنها غنيمتي بس گران بود. پس سرقت هاي گسترده در شهر آغاز شد. سارقان نه يک قلم
کالا و دو قلم کالا، که وانت و کاميون ها را مقابل خانه ها پارک مي کردند و منازل
مردم را “جارو مي کردند”!

اروميه تبديل به شهري ناامن و بهشت سارقان شده بود. از دست پليس هم کار چنداني
برنمي آمد چه آنکه چنان شرايطي، هرگز مسبوق به سابقه نبود.

مردم مستاصل شده بودند و مي گفتند از دست صدام خلاصي يافتيم و گرفتار دزدان شديم!
سارقان همچنان جولان مي دادند… .

اينجا بود که غلامرضا حسني وارد ماجرا شد. امام جمعه اروميه، مانند هميشه، سلاح به
دست بر صفحه تلويزيون استاني ظاهر شد و سخنان کوتاهي گفت: “اي مردم! از اين
لحظه به بعد، هر کس را بالاي ديوار خانه مردم ديديد، به سمتش شليک کنيد. اگر هم
کسي شما را بازخواست کرد، بگوييد حکم تير را حسني داده است.” امام جمعه مسلح،
در حالي اين سخن را گفت که با دست راستش بر قبضه اسلحه اش مي کوبيد تا همه بدانند
که آنچه مي گويد، شوخي و تعارف و تهديد توخالي نيست.

پايان اين سخنان کوتاه همان بود و پايان سرقت ها همان؛ اروميه اي ها مي گويند
شهرشان هيچ گاه تا بدان اندازه امن نبوده است.

چند روز بعد از اين ماجرا، وقتي حسني در شهر تردد مي کرد، وضعيت قرمز مي شود و او
به زيرزمين يک کلانتري مي رود. دست بر قضا، سارقي که از قبل دستگير شده بود در
آنجا بازداشت بوده است. سارق که با ديدن حسني، گمان مي برد که او آمده است تا حکم
تير را خودش درباره سارق زنداني اجرا کند از شدت ترس، بي هوش مي شود!

***

۱۶ سالگي ؛ دادگاه زوربيگ و انتظار براي تيرباران

هرچند اکثر مردم ايران، حسني را صرفا به عنوان يک روحاني و امام جمعه اروميه مي
شناسند که مي شود برخي رسانه ها ، با گزينش حرف هايش و تيترهايي که مي زنند دنبال
اهداف خاص خود هستند ،اما مردم آذربايجان غربي، غلامرضا حسني را بيش از هر چيز
ديگر، به عنوان وزنه تعادل امنيتي در شمال غرب کشور مي شناسند.

حسني، هرگز سخنور قهاري نيست اما منصفانه بايد گفت که کمتر کسي چون او در ميان
مسوولان مرد ميدان عمل است.

غلامرضا حسني ، مبارزات خود را نوجواني آغاز کرد و در سن ۱۶ سالگي در جريان فعاليت
هاي توده اي ها در آذربايجان ، تا يک قدمي تيرباران رفت و نجات يافت.

ماجرا از اين قرار بود که در روستاي حسني ، توده اي ها و اعضاي حزب دمکرات
آذربايجان ، با حمايت يکي از سران مسلح تجزيه طلب به نام “زوربيگ” که
سواران مسلح زيادي هم داشت ، مردم را مجبور کرده بودند که نام کانديداهاي آنها را
در انتخابات بر روي برگه ها بنويسند و چون حسني نوجوان ، از معدود با سواد هاي
روستا بود ، از او خواسته بودند آراي اجباري را بنويسد و داخل صندوق اندازد. حسني
اما به جاي نوشتن اسامي اجبار شده ، نام خدا و پنج تن آل عبا را مي نوشت تا اين که
يکي از توده اي ها به نام حسين بختياري ، متوجه ماجرا مي شود و سيلي محکمي بر گوش
او مي زند.حسني هم بلافاصله سيلي او را با سيلي متقابلي جواب مي دهد. بختياري
تفنگش را به سمت حسني نشانه مي رود و در کمال تعجب مي بيند که حسني هم يک اسلحه ۱۰
تير به سمتش مي گيرد. خلاصه با پا در مياني مردم و کدخدا ، ماجرا تمام مي شود ولي
فرداي آن روز ، ۱۱ سوار زوربيگ او را در مزرعه محاصره و دستگير مي کنند و نزد
زوربيگ مي برند.

زور بيگ حکم به اعدام او مي دهد اما نزديکانش مي گويند اعدام اين جوان که در
روستايشان به خوش نامي و دينداري معروف است براي تو خوب نيست و بهتر است هياتي را
مکلف به راي کني تا ننگ کشتن حسني به نام تو نباشد.

از اين رو ، زور بيگ او را به حبس مي اندازد تا فرداي آن روز ، دادگاه تشکيل شود و
تصميم بگيرد ؛ بقيه ماجرا را از زبان حسني بشنويد:

حدود ۲۴ ساعت در این زندان اسیر بودم. خدا می داند این تفنگچی ها چه شکنجه های
روحی و جسمی که به سرم نیاوردند. گاهی با اسلحه، گاهی با چاقو تهدیدم می کردند. یک
بار میرغضب آمد و گفت که حکم اعدام تو صادر شده است و تو را با این دست هایم خفه
خواهم کرد. انواع اهانت ها و تحقیرها در حق من روا داشتند که انسان از تصور آن شرم
می کند. هنگام عصر، یکی دو ساعت از وقت ناهار گذشته بود که دیدم ملامحمدتقی خودش
برایم غذا آورد. به نگهبانان گفت طناب را باز کنید. غذا را داد و رفت. بعد از غذا،
تفنگچیان دوباره مرا به ستون بستند. هنگام تعویض که نگهبان جدید می آمد، هر کدام
نسبت به ذوق و سلیقه خود اهانت و شکنجه می کردند. حتی یکی از نوکران زرو به نام
محمد شریف، وقتی وارد طویله شد و نزدیک آمد، بدون این که حرفی بزند، آب دهان به
صورتم انداخت، به طوری که تمام صورتم را گرفت و از آن جا به تدریج به روی ریش و
لباس هایم ریخته شد. این یکی دیگر خیلی برایم غیرقابل تحمل، شکننده و سوزاننده تر
بود؛ اما دستم بسته بود و کاری نمی توانستم بکنم.


شب شد، دو نفر زندانی دیگر را که از اکراد بودند آوردند. مرا نیز از ستون باز
کردند. آن دو در گوشه ای خزیدند و خوابیدند. من نیز نماز مغرب و عشا را خواندم،
حتی نماز شب را هم در این وقت خواندم چون خسته و کوفته، از صبح به طور ایستاده به
ستون بسته شده بودم و می دانستم اگر بخوابم برای نماز شب بلند نخواهم شد. در گوشه
ای دراز کشیدم و همان لحظه خواب چشمانم را گرفت. صبح وقتی بیدار شدم، هوا روشن شده
بود. حدود نیم ساعت به طلوع آفتاب مانده بود که فوری نماز صبح را به جا آوردم. بعد
متوجه شدم آن دو زندانی کرد که دیشب آورده بودند، نیستند و از زندان فرار کرده
اند. با این که دو نفر نگهبان هم آن جا بودند و در طویله را هم بسته بودند. هنگامی
که نگهبانان متوجه ماجرا شدند از ترس این که مورد مواخذه و توبیخ قرار بگیرند، مرا
متهم به فرار آنها کردند. در حالی که مطلب روشن بود و خودشان غفلت کرده بودند، یا
اصلا شاید همه چیز صحنه سازی و دروغ بود و این ها فیلم بازی می کردند و می خواستند
بدین وسیله پرونده مرا سنگین تر کنند؟

زروبیگ، یازده نفر را انتخاب کرد تا این ها تکلیف مرا روشن کنند، مبنی بر این که
محکوم به اعدام بشوم، یا جریمه نقدی به نفع صندوق حزب دموکرات پرداخت نمایم؟ چهار
نفر از اینان، شیعه، چهار نفر سنی، دو نفر اهل حق (سبیل بیگ ها) و یک نفر هم مسیحی
به نام “بوغوز” بودند. بوغوز از اهالی روستای “بابارود” در
منطقه مسیحی نشین “باراندوز چایی” بود. او از سران حزب توده به شمار می
آمد. پس از بحث و گفت و گو، ۵ نفر از این یازده نفر، رای به اعدام و ۵ نفر دیگر
رای به جریمه نقدی داده بودند. تنها رای آقای بوغوز مانده بود که سرنوشت مرا تعیین
کند. او وابسته به حزب توده بود و در واقع رقیب سیاسی زروبیگ قلمداد می شد، بیشتر
تمایل داشت رای به اعدام من بدهد، اعدام من به عنوان فرد مذهبی به نام زروبیگ تمام
می شد و موقعیت او و ایادی حزب دموکرات را در میان مردم تنزل می داد و سبب پیروزی
ایادی حزب توده در انتخابات می شد. نمی دانم چه شد که او هم برخلاف اراده و نظر
خود، رای به جریمه نقدی داد.

بالاخره نزدیک ظهر، حکم نهایی پس از شور و مشورت در جلسه دیشب و صبح آن روز صادر
گردید. به جای اعدام، ملزم شده بودم در ازای آزادی از زندان، مبلغ پانصد تومان به
عنوان جریمه به زروبیگ پرداخت نمایم. در آن زمان با این مبلغ می شد یک قصبه کوچک
خریداری کرد. ما با این که دارای ملک، باغ، باغچه و اثاثیه منزل بودیم، اما این
قدر پول نقد نداشتیم. ریش سفیدان تلاش کردند حدود ۲۰۰ تومان گیر آوردند و من بعد
از ۲۴ ساعت اسارت، بالاخره به خانه و زندگی خود بازگشتم. باقیمانده مبلغ هم بعدا
با فروش اجناس، اثاثیه و محصولات کشاورزی و دام و طیور بالاجبار پرداخت گردید.

جالب اینکه بعد از مدتی از این ماجرا، غائله آذربایجان پایان یافت، توده ای ها و
دموکرات ها فرار کردند و تشکیلات زروبیگ از هم پاشیده و خود نیز به عراق گریخت.
البته در این ایام من با چند نفر از افراد مسلح، زروبیگ و نیروهایش را تعقیب کردیم
تا آن ها را دستگیر کنیم و به دست حکومت مرکزی بدهیم که نشد. چند روزی با آنها در
کوه ها درگیر شدیم.

 یک روز در منطقه “شیخ الله دره سی” به طور اتفاقی با آن نوکر
زروبیگ که آب دهان انداخته بود، روبه رو شدم. ناگهان از دور دیدم یک نفر جلوی اسبی
را گرفته و یک زن هم سوار بر اسب است و از جاده می آیند. وقتی نزدیک شدند دیدم این
مرد همان نوکر زروبیگ است. آن صحنه ها در ذهنم تداعی شد و مرا عصبانی و تحریک کرد،
اما سعی کردم بر خود مسلط باشم. اسلحه را کشیدم و ایست دادم ، او ایستاد.

به یکی از همراهانم گفتم او را تفتیش بدنی کند تا اگر اسلحه و یا چاقویی داشت،
بگیرد. معلوم شد چیزی ندارد، فقط سی تومان پول و یک بسته توتون و تنباکو داشت،
گفتم: “مرا می شناسی؟”

گفت: “نه”

گفتم: “دروغ می گویی، خیلی هم خوب می شناسی”

ماجرا را گفتم. دیگر نتوانست انکار بکند، سرش را پایین انداخت و از ترس بدنش به
لرزه افتاد و شروع به خواهش و تمنا کرد. تصورش این بود که من او را خواهم کشت، چون
در میان خودشان رسم این گونه بود که با کوچک ترین بهانه، سر آدم ها را مثل مرغ و
گوسفند می بریدند.

پرسیدم: “این زن کیست؟”

 گفت: “همسرم است”

گفتم: “او خواهر من است و من به خاطر او با تو کاری ندارم. ولی خودت خوب می
دانی که این جا محل خلوت و جای مناسبی برای انتقام گیری است، من اهل انتقام نیستم
و تو را به حال خود وامی گذارم.”

سوال کردم: “کجا می روید؟”

گفت: “روستای کوکیا” چون مسیر ما نیز از همان جا می گذشت، تا مقصد آنها
را همراهی کرده، تحویل منزل مادرزنش دادیم. (خاطرات حجه الاسلام حسنی / عبدالرحیم
اباذری / صص۳۰ الی ۳۲)

 

 آموزش تير اندازي روي منبر:شکاف درجه ، نوک مگسک!

او در بحبوحه انقلاب اسلامي، رهبري قيام مردم اروميه را بر عهده گرفت و از همان
آغاز نهضت، معتقد بود که در برابر ارتش تا بن دندان مسلح رژيم پهلوي بايد مسلحانه
جنگيد. هم از اين رو بود که حسني ۵۰ ساله، با تاجران اسلحه ارتباط گرفت و مردم را
مسلح کرد به گونه اي که رژيم شاه در اروميه، با تانک به جنگ مردم رفت و البته شکست
خورد.

حسني براي اولين بار، بر بالاي منبر مسجد اعظم اروميه از سلاح مقاومت رونمايي کرد.


شاهدان عيني آن روز را چنين روايت مي کنند: مسجد پر بود از مردمي که براي شنيدن
سخنان روحاني مشهور شهر گرد هم آمده بودند. علاوه بر شبستان مسجد راهروهاي ورودي و
خيابان مقابل مسجد نيز آکنده از جمعيت بود. نيروهاي امنيتي و ساواک نيز لابلاي
مردم بودند و پرسنل شهرباني هم در فاصله اي دورتر، ناظر اوضاع بودند.

در چنان موقعيتي، ناگهان حسني يک قبضه کلاشينکف از زير عباي خود درآورد و اولين آموزش
نظامي را بر فراز منبر آغاز کرد: شکاف درجه، نوک مگسک، پيشاني فرمانده ارتش منطقه!
پس از آن، مردم نيز مسلح شدند و خيلي زود، زمام امور شهر را در دست گرفتند.

انقلاب اسلامي هر چند در ۱۱ بهمن ۵۷ به پيروزي رسيد اما در اروميه عملا از ماه ها
قبل حسني و انقلابيون وفادار به او عملا کنترل شهر را در دست داشتند. شوراي انقلاب
اسلامي اروميه، براي نيروهاي خود، کارت هاي ويژه انتظامات شهر چاپ کرده بود که
امنيت شهر را بر عهده داشتند.

نيروهاي پليس (شهرباني) از بيم انقلابيون در سطح شهر با لباس فرم ظاهر نمي شدند.
آنها صبح که مي خواستند به سر کار خود بروند، لباس هاي فرم شان را داخل ساک مي
گذاشتند و بعد از رسيدن به شهرباني مي پوشيدند.


ماجراي ۳ مجسمه

حسني در ايام قبل از انقلاب ، کلاشينکف قندان بلند داشت که از نظر استتار و پنهان
سازي در زير عبايش با مشکل مواجه بود. از اين رو، نذر کرده بود اگر بتواند تفنگ
قنداق کوتاهي تهيه کند، با شليکي دماغ مجسمه شاه را هدف قرار دهد. نذري که برآورده
شد و حسني به همراه ۷ نفر از مبارزان، در شبي از شب هاي اروميه پس از خلع سلاح
نگهبانان مجسمه شاه، به سمت آن شليک کرد و صبح دم، هنگامي که مردم از دروازه سلماس
مي گذشتند، با تعجب ديدند که شاه سوار بر اسب، دماغ ندارد!

اين ماجرا به حدي براي مقامات استان گران تمام شد که استاندار و فرمانده لشکر با
يکديگر بر سر آن دعوا کردند و استاندار وقت، سيلي محکمي بر صورت تيمسار هومان زد و
او را متهم به بي عرضگي حتي در مهار يک آخوند محله کرد. پس از آن حسني به عنوان يک
مجرم فراري تحت تعقيب قرار گرفت و اطلاعيه اي که مردم را به شناسايي و معرفي او
دعوت مي کرد با هلي کوپتر در شهر پخش شد اما حسني زيرک تر از اين حرف ها بود و
دستگير نشد.

البته با گسترش انقلاب ، حسني و يارانش به چيزي جز به پايين کشيدن مجسمه ها رضايت
ندادند ؛ در ورودي شمالي شهر اروميه -که آن سالها رضاييه خوانده مي شد- مجسمه اي
از شاه نصب شده بود که به فرمان حسني، انقلابيون آن را به زير کشيدند و همان جا
قرار گذاشتند فرداي همان روز به ميدان ايالت بروند و مجسمه ديگر شاه را نيز به زير
بکشند. ميدان ايالت – که اکنون ميدان انقلاب ناميده مي شود- در مرکز شهر قرار دارد
و در دور آن نهادهاي حکومتي و نظامي مستقر هستند: لشکر ۶۴ ارتش، شهرباني، دادگستري
و شهرداري.

از اين رو حفظ مجسمه براي مقامات وقت شهر بسيار حيثيتي بود. از يک طرف، اگر مردم
موفق مي شدند درست در مقابل درب ورودي لشکر ۶۴ ارتش و شهرباني استان، مجسمه را به
زير بکشند، يک افتضاح بزرگ براي مقامات شکل مي گرفت و اگر دولتي ها بناي مقاومت مي
گذاشتند، حمام خون به راه مي افتاد و سرش دامنگيرشان مي شد.

از اين رو، استاندار وقت و فرماندهان نظامي و انتظامي، شبانه جلسه اضطراري تشکيل
دارند و بعد از آنکه شب از نيمه گذشته، به بهانه تعمير مجسمه (!) آن را بي سروصدا
پايين آوردند.


مي روم جنگ ، هر کس خواست بيايد

غلامرضا حسني از آن گروه روحانيوني نبود که خود در مسجد بنشيند و براي مردم در باب
فضيلت جهاد سخن بگويد و آنها را از زير قرآن رد کند و راهي جنگ نمايد.

بعد از پيروزي انقلاب اسلامي، غائله گروه هاي تجزيه طلب دموکرات کومله شمال غرب
کشور را فراگرفت و گروه هاي تجزيه طلب درگيري هاي مسلحانه در شهرهاي آذربايجان
غربي آغاز شد.

تجزيه طلب ها، حتي به قصد تصرف اروميه نيز پيش آمدند و درگيري هاي مسلحانه در بخش
“بند” و خيابان دانشکده اروميه آغاز شد. حسني در آن زمان، حسني خود سلاح
به دست گرفت و به جنگ با تجزيه طلبان رفت.



حتي زماني که شهر نقده در نزديکي اروميه به محاصره تجزيه طلبان درآمد، حسني تفنگش
را برداشت و خطاب به مردم گفت: “من در حال عزيمت به سمت نقده هستم. هر کس مي
آيد، بيايد.” و بدين ترتيب سپاهي از نيروهاي مردمي با فرماندهي حسني که سوار
بر نفربر شده بود شکل گرفت و شهر آزاد شد.


 نسوزانيد ، اصلاح کنيد

عکس معروفي از جريان انقلاب در تهران وجود دارد که مردم زن بدکاره اي را آتش زده
اند. نظير اين اتفاق مي توانست در اروميه هم رخ دهد کما اين که مردم ، در جريان
پيروزي انقلاب ، به مراکز فساد از جمله در خيابان “بند” حمله کردند و مي
خواستند آنجاها را به آتش بکشند اما حسني مانع شد و دستور داد اين مراکز تغيير
کاربري پيدا کنند و زناني که در اين قبيل اماکن فعاليت مي کردند را به يک مرکز
بازپروري منتقل کرد و سپس تحويل خانواده هايشان داد.


ترورهاي نافرجام

درست در بحبوحه ترور اتمه جمعه – که به شهداي محراب معروف شدند- غلامرضا حسني هم
در فهرست ترور منافقين قرار گرفت که معروف ترين اين ترورها زماني شکل گرفت که
تروريست انتحاري در قامت نمازگزاران مسجد جامع به سمت حسني رفت و خواست او را در
آغوش بگيرد و بمب را منفجر کند. درست در آن لحظه حساس، حسني که متوجه ماجرا شده
بود، قبل از آنکه تروريست بمب را منفجر کند، با ضربات رزمي او را به زمين زد و
محافظانش بر سر او ريختند و از زير لباس هايش نارنجک و تي ان تي يافتند.

بعدها که حسني اين خاطره را در جمع ساير ائمه جمعه تعريف کرده بود، آيت الله اشرفي
اصفهاني به مزاح به او گفته بود: “آقاي حسني شما از اين کارها بلديد ولي ما
که پير هستيم.” چند روز بعد، آيت الله اشرفي اصفهاني در محراب ترور شد و به
شهادت رسيد.

حسني يک بار هم در تهران ترور شد و جالب اين که خودش شخصاً با تروريست درگير شد و
دقايقي با تبادل آتش با يگديگر پرداختند. در اين حادثه که در ۱۳ مرداد ۱۳۶۰ رخ داد
، حسني و پسرش  عبدالحق که جزو محافظينش بود به شدت زخمي شدند.


خانه اي براي شيعيان ايرلند

 حسنی بعد از این ترور ، برای معالجه به لندن اعزام و در آنجا با شیعیان
ایرلند آشنا شد. در طول دوره معالجات به این نتیجه رسید که لازم است شیعیان آن
کشور  مقر و پایگاهی داشته باشند و از این رو ، خانه اهل بیت(علیهم السلام)
را برای شیعیات ایرلند راه اندازی کرد و در مراجعت به ایران ، وجوهاتی را از برخی
علما جمع اوری کرد و به خانه شیعیان ایرلند فرستاد.


دفاع از آسمان تهران

در اولين دوره مجلس شوراي اسلامي ، حسني به عنوان نماينده مردم اروميه وارد مجلس
شد و برغم تمايل خودش براي عضويت در کميسيون کشاورزي ، بنا به تقاضاي هاشمي
رفسنجاني ، عضو کميسيون دفاعي شد.

نمايندگان دور اول مجلس ،اولين حمله هوايي عراق به تهران ، که بسيار غافلگير کننده
بود را خوب به ياد دارند. آن روز ، غرش هواپيماهاي جنگي عراق ، همه را شوکه کرده
بود. با اين حال حسني با مشاهده وضعيت ، خود را به پشت بام مجلس رساند و با
تيرباري که آنجا بود به سمت هواپيماها شليک کرد. صداي اين رگبار بي امان ، در سالن
هاي مجلس پيچيد و ترس برخي نماينده ها را به دنبال داشت!

در آن حمله ، آسيبي به مجلس نرسيد و حسني بعد از رفع خطر ، به ارتش رفت و دو قبضه
ضد هوايي چهار لول تحويل گرفت و در پشت بام مجلس مستقر کرد.


غائله اوجالان و عمامه حسني

در پي دستگيري عبدالله اوجالان ، رهبر پ.ک.ک ، توسط نيروهاي امنيتي ترکيه در سال
۱۳۷۷ گروه هاي شبه نظامي وابسته به آن ، وارد اروميه شدند و درگيري هاي مسلحانه و
ناآرامي هاي وسيعي را در سطح شهر به راه انداختند. سطح آشوب ها به حدي بود که
نيروهاي انتظامي و نظامي ناگزير شدند با تمام توان و حتي با ياري نيروهاي کمکي
وارد عمل شوند ولي کنترل اوضاع واقعاً سخت بود.

اينجا بود که حسني ۷۱ ساله ، بار ديگر وارد گود شد ؛ عمامه اش را شکاف ، تبديل به
کفن کرد و اعلام کرد که خود به ميدان مي آيد. خبر به شبه نظاميان وابسته به پ.ک.ک
رسيد ؛ آنها حسني را خوب مي شناختند و حساب کار دست شان آمد ، غائله را پايان
دادند و از شهر گريختند.


  معيشت: دست آخوند باید به جیب خودش باشد

حسني ، قبل از انقلاب کشاورزي مي کرد و دامداري. مرغداري داشت و باغ بزرگ سيب در
روستاي بزرگ آباد. او بعد از انقلاب نيز برغم ان که از امکانات سياسي فراواني
برخوردار بود ، باز به همان کشاورزي و دامداري ادامه داد و چند نفر از فرزندانش را
نيز در همين عرصه مشغول به کار کرد. خودش دراين باره مي گويد:معتقدم آخوند بايد
دستش به جيب خودش باشد…وقتي آخوند چشمش به جيب ديگران باشد هر قدر هم عزت نفس
داشته باشد ، بالاخره يک روزي از پاي درمي آيد و با يک وجه مختصر به عنوان وجوه
شرعي بازي مي خورد و ملعبه دست افراد ناباب مي شود… يکي از رموز موفقيت خودم را
– البته اگر موفق باشم- در همين استقلال مالي مي دانم.




باغ ها و دامداري حسني ، در دوران دفاع مقدس ، يکي از منابع کمک رساني به جبهه ها
بودند. اهالي اروميه شهادت مي دهند که در فصل برداشت محصول ، حسني به فرماندهان
لشکر عاشورا و ديگر يگان ها خبر مي داد که بياييد سهم بچه هاي جبهه را ببريد و
کاميون هاي سيب ، از باغ هاي حسني به سمت جبهه ها مي رفت و همين گونه شير و گوشت
از دامداري وي.

گاه مي شد که يک وانت ميوه مقابل يک پادگان توقف مي کرد و راننده مي گفت:
“اين ها را آقاي حسني فرستاده ، بدهيد سربازها بخورند.” و مشابه اين
صحنه درباره نهادهاي حمايتي مانند کميته امداد و بهزيستي بارها تکرار شده است.




کشاورزي ، بخش مهمي از وجود شخصي حسني و دغدغه هاي اجتماعي اوست. حسني قبل از
انقلاب ، در “ماه داغي” سدي به ارتفاع ۲۲ متر براي رونق کشاورزي منطقه
ساخت که هنوز مردم منطقه از آب آن استفاده مي کنند .او حتي درباره محل دفنش نيز
وصيت کرده است که او را در زميني که در آن امکان کشاورزي هست دفن نکنند . حسني مي
گويد: روبروي روستاي زادگاهم ، کوهي سنگي وجود دارد که امکان کشاورزي در آن وجود
ندارد ، وصيت کرده ام مرا آنجا دفن کنند.

شعارسال، با اندکی
تلخیص و اضافات بر گرفته ازسایت خبری تحلیلی عصرایران ، تاریخ انتشار: ۱خرداد ۱۳۹۷ ، کدخبر: ۶۱۰۷۸۰ ،www.asriran.com

ادامه‌ی پست

فیلم آموزش تکنیک‌های جمع بندی/ تنها ۳ روز مانده است به کنکور!

در روش سه روز یکبار ابتدا باید توجه کنید که نیم به اضافه دو و نیم مساوی است با سه (۳=۲/۵+۰/۵). کاربرد این جمع ساده چیست؟ روش سه روز یکبار این است که من هر سه روز یکبار، یک نیم روز دارم و یک دو ونیم روز. در نیم روز اول آزمونی شبیه سازی شده و کامل از خودم می‌گیرم که ترجیحا از سوالات کنکور سراسری سال‌های قبل باید باشد.  

متن فایل ویدئویی مشاوره بابک ندرخانی: در فایل ویدئویی با روش‌های جمع بندی در روزهای پایانی منتهی به کنکور آشنا می‌شوید. در این فایل ویدئویی بابک ندرخانی، مشاور تحصیلی و آموزشی و مؤسس و مدیرعامل موسسه فرهنگی رهپویان دانش و اندیشه در رابطه با دوران جمع بندی در هفته‌های پایانی منتهی به کنکور نکاتی را ارائه می‌دهد.

چرا می‌گوییم شبیه سازی؟ چون شما نمی‌توانید ساعت ۱۱ صبح از خودت آزمون بگیری. وسط آزمون نمی‌توان با تلفن حرف زد. نمی‌توانی یک مشت شکلات و آجیل و آبمیوه برداری ببری داخل اتاق با خودت آزمون بدهی. آزمون شبیه سازی شده راس ساعت ۸ صبح شروع می‌شود و شما از ساعت هفت و نیم صبح باید روی صندلی منتظر نشسته باشید.

این آزمون شبیه به کنکور سراسری راس ساعت هشت شروع می شود. راس ساعت نه و ربع دروس عمومی، ادبیات، عربی، دین و زندگی، زبان تمام می‌شود و شما دفترچه اختصاصی را شروع می‌کنید. شبیه سازی صد در صد. با لباس خانگی نمی‌نشینی امتحان بدهی.

همه این کارها را که کردی حالا توی دو و نیم روز باقی مانده به روشی که می‌گویم درس‌ها را مرور کن. چطور؟ چشم‌هایتان را می‌بندید. فرض می‌کنید واقعا سه روز دیگر کنکور دارید. مثلا اگر امروز دوشنبه است شما فرض می‌کنید پنج شنبه صبح واقعا کنکور دارید.

با همان لباسی که قرار است بروی کنکور بدهی باید این آزمون را بدهید. با مداد جواب می‌دهی. ترجیحا پشت صندلی دسته دار بنشینید. ترجیحا مراقب داشته باشید. شاید بخندید و بگویید که این کارها به چه دردی می خورد. باور کنید خیلی از بچه‌ها در جلسه کنکور فقظ به خاطر توجه بی‌جا به رفتار مراقب‌ها دچار پراش ذهن می‌شوند و گاها یک یا چند سوال را از دست می‌دهند.

می‌دانید که هر سوالی که در جلسه کنکور از دست بدهید کلی رتبه شما را جابجا می‌کند. کما اینکه اگر مراقب داشته باشید مراقب بالای سر شما که قدم می‌زند رفتارهای اشتباه شما را هم می‌بیند و بعد از جلسه آزمون ممکن است به شما پیشنهاداتی بدهد.

حتما آزمونی شبیه سازی شده از خودتان بگیرید. به میزانی که شبیه سازی شما دقیق‌تر باشد، شما در جلسه کنکور سراسری اصلی آرامش بیشتری دارید. خوب پس نیم روز آزمون شبیه سازی شده. بعد دو و نیم روز باقی مانده چی کار می‌کنیم؟ در دو و نیم روز باقی مانده تمام درس‌ها را باید دوره کنید. حتما انتظار این را داشتم که تعجب کنید.

مگر می‌شود توی دو و نیم روز همه درس‌ها را دوره کنیم؟ بله می‌شود. با روش سه روز یکبار می‌شود. سوال این است چه کار کنم که توی دو و نیم روز بعدی همه درس‌هام را مرور کنم؟ اول آزمونی که از خودت گرفتی و شبیه سازی کردی برو تصحیح کن. غلطها و نزده‌ها را ببین. درصد یا نمره خام را حساب کن.

همه این کارها را که کردی حالا توی دو و نیم روز باقی مانده به روشی که می‌گویم درس‌ها را مرور کن. چطور؟ چشم‌هایتان را می‌بندید. فرض می‌کنید واقعا سه روز دیگر کنکور دارید. مثلا اگر امروز دوشنبه است شما فرض می‌کنید پنج شنبه صبح واقعا کنکور دارید.

حالا من سوالی از شما می‌پرسم بچه‌ها. شما واقعا اگر سه روز دیگر کنکور داشتید، از درس ادبیات چه مباحثی را می‌خوانید؟ عربی چی می‌خوانید؟ زیست شناسی، فیزیک، فلسفه و روانشاسی را چه کار می‌کنید؟

احتمالا بچه‌ها می‌گویند من برای درس ادبیات لغات را می‌خوانم. برای فیزیک فرمول می‌خوانم. در فلسفه و روانشناسی قسمت‌هایی که خط کشیده‌ام می‌خواندم. آفرین.

پس با فرض اینکه سه روز دیگر کنکور دارید، بروید هر درستان را هر جور که دوست دارید مرور کنید. یادتان باشد اگر این حس را بگیرید مثل هنرپیشه‌ها و واقعا باورتان بشود که سه روز دیگر کنکور دارید، مهمترین و درست‌ترین جایی را که باید بخوانید می‌خوانید.

همه مراحلی که گفته شد توضیح روش سه روز یکبار است. پس من هر سه روز یکبار آزمونی از خودم می‌گیرم. در این آزمون شبیه به کنکور سراسری تمام درس‌هایم را مرور مرور می‌کنم. و در آن دو و نیم روز باقی مانده هم می‌روم همه درس‌هایم را به شکلی که در بالا توضیح داده شد مرور می‌کنم.

این را داشته باشید. در ویدئوی بعدی می‌خواهم به شما بگویم از طریق چه ابزارهایی و با چه روش‌هایی می‌توانید در آن دو و نیم روز بهره‌وری خودتان را برای مرور درس‌ها بالا ببرید.

ادامه دارد…

مطالب مرتبط:

آموزش تکنیک‌های جمع بندی/ روش سه روز یکبار

ادامه‌ی پست

پايان هفت سال تلاش ايران درودي براي احداث يك موزه

«ايران‌ درودي» خوش‌اقبال بود كه بعد از ۷سال بالاخره شانس اين را داشت كه براي احداث موزه‌اي كه هزينه ساخت آن را نيز تقبل كرده زمين به او واگذار كردند. عكس‌هاي بسياري از او در اين سال‌ها مخابره شد.

شعارسال: به گزارش اعتماد ،
عكس‌هايي از ديدار «احمدمسجدجامعي» با «ايران درودي» و همين‌طور عكس‌هايي كه حكايت
از پشتكار اين هنرمند كشورمان براي به نتيجه رساندن ايده‌اش داشت. آن عكسي كه «ايران
درودي» روي ويلچر نشسته است را همه به خاطر دارند. بسياري نگران بودند با جراحي‌اي
كه «ايران‌ درودي» درپيش داشت چه سرنوشتي در انتظار او و ايده‌ ساخت و راه‌اندازي موزه‌اش
خواهد بود
.

اين هنرمند ۲۲اسفند۱۳۹۶
وقتي سوار بر ويلچر در شوراي شهر تهران حضور يافت از اين همه تاخيري كه متوجه تحقق
ايده‌ ساخت موزه شده انتقاد كرد و گفت: متاسفم كه براي هنر و هنرمند ارزش و احترام
قائل نيستند. اين تاخير در حالي رقم خورده كه پيشتر و در ۱۱شهريور۱۳۹۵ طي مراسمي مسوولان
شهري تهران روبان قيچي كردند و زميني كه شهرداري تهران براي احداث موزه در اختيار
«ايران درودي» داده بود را رونمايي كردند. اما پس از آن شوراي چهارم با اين كار مخالفت
كرد و سرنوشت احداث موزه گره خورد تا پس از حدود دو سال اتلاف زمان شوراي پنجم بالاخره
با اين واگذاري زمين در خيابان سيدجمال‌الدين اسدآبادي (يوسف‌آباد) موافقت كرد
.

«ايران درودي» خود تقاضاي زمين كرده بود تا با بودجه‌اي
كه از محل فروش املاك خود در فرانسه تدارك ديده بود ساختماني مدرن و مناسب موزه احداث
كند وگرنه انتظار مي‌رفت يكي از خانه‌هاي تاريخي تهران تملك و تحويل اين هنرمند مي‌شد
.

با اين حال سرانجام
در شصت و چهارمين جلسه شوراي پنجم تهران، اين واگذاري تصويب شد تا پس از قريب به يك
دهه تلاش فرصت ايجاد يك موزه آثار نقاشي به تحقق نزديك‌تر شود
.

ايران درودي همان
زمان كه «محمدباقر قاليباف» روبان واگذاري زمين را قيچي كرد، گفته بود: زمين اين موزه
متعلق به شهرداري است و هزينه ساخت ساختمان موزه را خودم مي‌پردازم. آقاي جهانگير درويش
يكي از بزرگ‌ترين معماران دنيا، طراحي اين موزه را بر عهده دارد. محل اين موزه بسيار
جاي مناسبي است و در نزديكي يك پارك است كه اين پارك نيز جزيي از موزه خواهد بود. در
حالت خوشبينانه براي ساخت ساختماني كه هزار و ششصد تا دو هزار متر زيربنا دارد يك سال
و نيم زمان نياز است. اميدوارم كارها سريع پيش برود
.

حالا اعضاي شوراي
شهر تهران باز هم نگران اعياني و عرصه زمين بودند و موضوع تملك آن. جالب است كه هيچ‌كس
به اين فكر نمي‌كرد كه تهران صاحب يك موزه آثار نقاشي مي‌شود
.

«علي اعطا»، عضو كميسيون نظارت و حقوقي در تشريح
نظرات اين كميسيون مشترك و سخنگوي شوراي شهر تهران درجلسه تصويب اين واگذاري گفت: با
توجه به اينكه املاك شهرداري تهران مشمول قانون مالك و مستاجر نمي‌شود، از آنجا كه
اجازه ساخت اعيان داده مي‌شود ضروري است كه نسبت به عدم واگذاري مجوز سرقفلي و حق كسب
و پيشه در قرارداد تاكيد شود
.

او همچنين تاكيده
كرده است: بايد در متن قرارداد مباشرت موسسه در موضوع فرهنگي قيد شود. همچنين قيد شود
كه از زمين واگذار شده صرفا براي موزه ايراندخت درودي استفاده شود و هيچ كاربري ديگري
در آن ايجاد نشود و اگر چنين اتفاقي رخ داد ادامه قرار متوقف شود
.

اعطا همچنين گفته
است: آخرين نكته‌اي كه مورد تاكيد قرار دارد اين است كه در صورت انحلال موزه، مالكيت
اعيان بدون هيچ گونه وجهي به شهرداري تعلق گيرد و در نهايت با اين لايحه موافقت شد
چرا كه زمين در نظر گرفته شده مورد بررسي قرار گرفت و مشخص شد كه هيچ مشكلي براي اين
واگذاري ندارد
.

حالا اين موزه قرار
است احداث شود. نيتي كه پس از ۷ سال قرار است عملي شود. روزي كه قرار شد تونل رسالت
ساخته شود تا وقتي كه افتتاح شد ۹ سال طول كشيد. مدت زماني كه زمان اثربخشي ساخت اين
تونل را تعديل كرد. پرسش اينجاست كه آيا همه هنرمندان و روشنفكران اين سرزمين مثل
«ايران درودي» خوش‌اقبال هستند كه بالاخره نتيجه تلاش‌هاي خود را ببينند؛ آيا هزينه
صرف زمان و انرژي كه در اين ۷ سال «ايران درودي» محاسبه مي‌شود؟ آيا اين ميزان صرف
وقت و انرژي قرار نيست از سيستم اداري ايران صرفه‌جويي شود؟

شعار سال، با اندکی
تلخیص و اضافات بر گرفته ازسایت خبری تحلیلی عصرایران ، تاریخ انتشار: ۱خرداد ۱۳۹۷ ، کدخبر: ۶۱۰۷۷۸ ،www.asriran.com

ادامه‌ی پست

بردباری با سخت کوشی نسبت مستقیم دارد

سخت کوشی مسیری برای رسیدن به موفقیت

آیا زمانی که در حال پیگیری سخت‌ کوشانه اهداف‌مان هستیم همه اتفاقات پیرامون در بهترین و نتیجه‌بخش‌ترین حالت ممکن دنبال می‌شود؟ آیا با تکیه بر سخت‌ کوشی از نقد و بررسی نتایج کارهایمان بی‌نیاز می‌شویم؟ سخت کوش بودن در دید مثبت به دنیای اطرافمان بی‌تأثیر است؟

این سوالات را با چند لحظه تفکر در مورد فعالیتی که سخت کوشی خود را در آن به وضوح به خاطر می‌آورید پاسخ دهید. سخت کوشی در پیشبرد اهداف، همیشه به یک ترکیب طلایی نیازمند است؛ ترکیب جذابی که اجزای آن را «استقامت، صبر و مثبت اندیشی» می‌سازند. واقعیتی که همیشه باید آن را به خود متذکر شوید این است که بدون استقامت نمی‌توانید به مراحل بالاتر فعالیت‌هایتان بیاندیشید.

یا نمی‌توانید نسبت به تداوم نتیجه سودمندی که از یک فعالیت سخت کوشانه گرفته‌اید، امیدوار باشید. استقامت، هنر پافشاری اصولی است. پافشاری بر روی چیزی که از قبل به عنوان راه حل دستیابی به اهداف انتخاب شده است؛ اما باید همیشه دقت کنیم که آنچه در حال پیگیری مصرانه آن هستیم تا چه اندازه بر هدف و برنامه ریزی اولیه منطبق است.

بردباری شما معیاری اساسی برای این است که به خودتان اثبات کنید که تا چه مرحله‌ای توان تحمل پافشاری در برابر عوامل نامطلوب را دارید. بدون تحمل شرایط نامطلوب که به عدم تلاش برای یافتن راه‌حل منتهی می‌شود، نباید پایان زیبایی برای داستان موفقیت تصور کنیم. تفکر برنده از افراد، برنده می‌سازد.

راه فعالیت‌های سخت کوشانه مملو از عوامل نامطلوبی است که در شرایط عادی بازدهی کارهای شما را کم می‌کنند؛ اما ذهن‌هایی که آماده پرداختن به نقاط قوت و نکات مثبت هستند کار ساده‌تری برای یافتن راه‌حل دارند. گاهی باید برای یافتن برگه‌ای برنده کمی به ذهن و قدرت تفکرمان مراجعه کنیم. سخت کوشی اکتسابی است و پاسخی برای غیر ممکن‌هایی است که از جهان اطراف سراغ داریم.  بدون اجزای این مثلث با اهمیت، سخت کوش بودن از معنای واقعی خود فاصله می‌گیرد.

مترجم: حسام زینی

منبع: شماره ۳۲۴ مجله آزمون

ادامه‌ی پست

حضور خیران، سیاستمداران و خبرنگاران لبنانی در مراسم افطاری موسسات امام صدر

رباب صدر در مراسم افطار موسسات در بیروت گفت: «ما به صبر جمیل، حکمت بسیار و تسامح و باز هم تسامح نیازمندیم.»
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی مؤسسه امام کلبه کرامت، افطارهای سالانه مؤسسات امام صدر پنجشنبه ۱۸ می ۲۰۱۸ با مراسم افطار مردان آغاز شد. در این مراسم که در هتل فنیسیا در شهر بیروت برگزار شد، تعداد بسیاری از خیران، چهره‌ها، سیاستمداران و خبرنگاران لبنانی حضور داشتند. 

سیده رباب صدر، مدیر مؤسسات امام صدر در لبنان در سخنانی در این مراسم خواستار همکاری بیشتر برای مقابله با فقر، مهاجرت و پناهندگی شد و گفت: «طبقه‌های درگیر این معضلات مدام در حال افزایش‌اند در حالی که کمک‌های ورودی در حال کاهش‌اند.»

رباب صدر تأکید کرد هر کس در هر جایگاهی که هست باید فعالیت‌های مفید و مثبتی برای جامعه انجام دهد و افزود: «ما به صبر جمیل، حکمت بسیار و تسامح و باز هم تسامح نیازمندیم. باید کمربندهایمان را محکم و در اولویت‌ها تجدید نظر کنیم. ما برخی پروژه‌ها را که سرمایه‌گذاری‌های سنگین لازم داشتند، عقب انداختیم. و تمام تلاشمان را بر روی برآورده کردن نیازهای اصلی همچون نیازهای پزشکی، آموزشی و غذا متمرکز کردیم. همچنین بخشی از نیرویمان را به بهبود شرایط زندگی مرزبانان میهن که در خط مقدم قرار دارند، اختصاص دادیم.»

مدیر مؤسسات امام صدر در پایان سخنانش با تشکر از همه‌ حاضران، دست‌اندرکاران و میزبانان گفت: «حضور شما ما را به ادامه‌ مسیر وا می‌دارد و به ما عزم تازه می‌بخشد… حضور شما در کنار ما گواه تعلق ما به مسائل مردم و نقش ما در ساخت فردایی بهتر است و ما به این موضوع افتخار می‌کنیم.»

زاهی وهبی، از اهالی و اصحاب رسانه نیز که در این مجلس حضور داشت با یادآوری نگاه و موضع‌گیری‌های امام صدر در زمینه‌ محرومیت، حاشیه‌نشینی، فتنه‌ها و تجاوزها گفت: «امام صدر، امام مقاومت، گفت‌وگو و تسامح است. مایه‌ آرامش، این است که روش ایشان در مقاومت تداوم یافت و سرانجام با پیروزی و آزادسازی خاک به ثمر نشست و همچنین رسالت انسانی اجتماعی و فرهنگی ایشان در مؤسسات امام صدر و با رهبری سیده‌ جلیله، سیده رباب صدر تداوم یافته است.»

او سپس نکاتی را در زمینه‌ نقش مؤسسات امام صدر در خدمات اجتماعی و توسعه عنوان کرد. وهبی همچنین گروه کُر مؤسسات را پل ارتباط میان مردم با عقاید و خاستگاه‌های مختلف دانست.

در بخشی از این مراسم نیز گروه کُر دانش‌آموزی مؤسسات حضور داشتند و به سرودخوانی و اجرای نغمه‌های رمضانی پراختند.

ادامه‌ی پست

انتقال سفارت آمریکا به قدس تمام شد؛ اکنون نوبت به معامله قرن رسید

خبرها حاکی است که رئیس‌جمهور آمریکا قصد دارد با اتخاذ تصمیمی مبنی بر صلح فلسطین و رژیم صهیونیستی، از طرحی به نام معامله قرن پرده بردارد.

شعارسال: بحث
انتقال سفارت آمریکا در فلسطین اشغالی از زمان تبلیغات  ریاست جمهوری اخیر یانکی‌ها توسط دونالد ترامپ بارها
بازگو شد که از همان زمان با سر و صدا‌های زیادی همراه بود. انتقال سفارت آمریکا به
بیت‌المقدس آن هم در قالب یک طرح صهیونیستی، قطعا دلیلی جز به رسمیت شناختن این رژیم
و اعلام بیت‌المقدس به عنوان پایتخت اسرائیل ندارد. بحث انتقال سفارت تا حدی در جوامع
بین‌المللی داغ بود که هر روز کارشناسان از تصمیم ترامپ مبنی بر انتقال سفارت انتقاد
می‌کردند یا موافق انتقال سفارت از تل‌آویو به بیت‌المقدس بودند
.

همزمان با اعلام انتقال
سفارت آمریکا به بیت‌المقدس و در نتیجه به رسمیت شناختن این شهر به عنوان پایتخت رژیم
صهیونیستی از سوی دونالد ترامپ، وی طی سخنانش تاکید کرد که «به رسمیت شناختن بیت‌المقدس
از سوی آمریکا به معنای موضع‌گیری کاخ‌سفید به نفع یکی از طرفین مخاصمه نیست و تصمیم
نهایی درباره مرزبندی و تقسیم بیت‌المقدس با اسرائیل و فلسطینیان است». پس از این اظهار
نظر ترامپ، نیکی هیلی سفیر و نماینده ویژه آمریکا در سازمان ملل در جلسه فوق العاده
شورای امنیت که درباره قدس برگزار شده بود، خاطرنشان کرد «واشنگتن همچنان پایبند به
برقراری صلح دائمی در فلسطین از طریق تشکیل دو کشور مستقل فلسطین و اسرائیل است
».

تاجری که دنیای سیاست
را با تجارت اشتباه گرفته است

تاریخ نشان داده آمریکا
به هیچ یک از حقوق بین الملل پایبند نیست. انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس زمانی
که در جریان رای گیری شورای امنیت سازمان ملل قرار گرفت، مورد قبول هیچ یک از کشور‌های
عضو که همپیمانان آمریکا محسوب می‌شدند واقع نشد. تصمیم به انتقال سفارت زمانی که در
مجمع عمومی سازمان ملل به رای گذاشته شد، تنها توسط هفت کشور نظیر میکرونزی و ساپرو
تایید شد که اگر همه این هفت کشور را کنار یکدیگر قرار دهیم، جمعیت آن‌ها به دویست
هزار نفر هم نخواهد رسید
.

آمریکا پس از به رای
گذاشتن تصمیم انتقال سفارت خود به بیت‌المقدس و تایید نشدن تصمیم از سوی مجامع بین‌المللی
و اعضای شورای امنیت ملی نظیر فرانسه، آلمان و انگلیس، باز هم اقداماتی را در جهت انتقال
سفارت انجام داد. بحث انتقال سفارت به بیت‌المقدس با تایید تعلیق تحریم‌های ایران از
سوی آمریکا همزمان شد. مسئولان رژیم صهیونیستی ادامه برجام از سوی آمریکا را مناسب
نمی‌دانستند، آن‌ها معتقد بودند کم شدن تحریم‌های ایران باعث شده تحرکات نظامی ایرانی‌ها
در منطقه زیاد شود و اسرائیل این موضوع را تهدیدی برای امنیت خود می‌دانست. نمایش مضحک
نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی پیرامون ساخت بمب هسته‌ای توسط ایران نیز این موضوع
را به خوبی نشان داد. در کل ترامپ بارها با تصمیمات خود ثابت کرده که تاجری است که
فقط به فکر سود کردن با هر روشی است
.

خروج آمریکا از برجام
نیز نمونه دیگر از امتیازاتی است که ترامپ با اتخاذ سیاست معامله‌گری خود بین رژیم
صهیونیستی و رژیم آل سعود تقسیم کرد. چند روز پس از خروج از برجام توسط آمریکا، مسئولان
رژیم صهیونیستی با هماهنگی یانکی‌ها مراسمی را برای انتقال سفارت آمریکا تدارک دیدند،
در این مراسم ایوانکا ترامپ و همسرش جورج کوشنر حضور داشتند و علاوه بر این، برخی کشور‌های
آسیایی، آفریقایی، اروپایی و آمریکای جنوبی نمایندگان خود را به مراسم گشایش سفارت
آمریکا در بیت‌المقدس فرستادند
.

درست زمانی که کوشنر
و ایوانکا در حال پرده‌برداری از نشان سفارت آمریکا در بیت‌المقدس بودند، هزاران فلسطینی
در تجاوز نیرو‌های رژیم صهیونیستی زخمی و شهید شدند. آمریکا هر اقدامی برای به رسمیت
شناخته شدن رژیم صهیونیستی در جهان انجام می‌دهد، جنایات این رژیم در برابر مردم فلسطین
بر هیچ کس پوشیده نیست و کار‌هایی همچون انتقال سفارت تنها مقاومت را در فلسطین اشغالی
را قوی‌تر کرده است
.

قطعا تصمیمات ترامپ
هیچ زندگیِ همراه با صلح و آرامشی برای فلسطنیان در کنار رژیم صهیونیستی به ارمغان
نخواهد آورد، چرا که فلسطینی‌ها خواهان تمامیت ارضی کشور خود هستند و این اقدامات نه
تنها باعث صلح بین اسرائیل و فلسطین نمی‌شود، بلکه حلقه مقاومت فلسطینی‌ها را محکم‌تر
از قبل خواهد کرد. ترامپ در طول دوران سپری شده از ریاست جمهوری خود به دلیل نبود استراتژی
و راهبرد مشخص در سیاست خارجی نسبت به مسائل مهم بین‌المللی، تصمیمات احمقانه کم نگرفته
است
.

پس از انتقال سفارت
آمریکا به بیت‌المقدس مسئولان بسیاری از کشورها نظیر ایران، ترکیه و اتحادیه اروپا
این تصمیم را هضم نکردند، چرا که از قبل با تصمیم ترامپ مخالفت کرده بودند،  حتی برخی انتقادات از بعضی دستگاه‌های داخلی همچون
تشکیلات خودگردان فلسطین انجام شد که محتوای این انتقاد نیز با توجه به قتل عام فلسطینی‌ها
توسط رژیم صهیونیستی دندان‌شکن نبود و شاید بتوان گفت تنها برای رفع تکلیف بود
.

اتحادیه کشور‌های
عرب هم که دغدغه امروز فلسطین برایش تبدیل به فرصتی برای ارتباط با رژیم صهیونیستی
شده، واکنشی را پس از انتقال سفارت آمریکا به بیت‌المقدس و قتل عام فلسطینی‌ها توسط
رژیم صهیونیستی نشان داد که به نظر می‌رسد این واکنش‌ها فقط برای حفظ ظاهر بوده است
.

واکنش دبیرکل سازمان
ملل پیرامون انتقال سفارت آمریکا و شمار کشته‌شدگان غزه در جریان انتقال نیز با توجه
به اظهارات جدید ترامپ جالب به نظر می‌رسد. آنتونیو گوترش در واکنش به انتقال سفارت
آمریکا، هیچ راه حلی را جز مستقر کردن فلسطینی‌ها و رژیم صهیونیستی در بیت‌المقدس مبنی
بر زندگی همراه با صلح با توجه به قتل عام مردم غزه ندانست و این اظهار نظر دقیقا همان
چیزی است که ترامپ و دار و دسته اش می خواهند
.

هر دم از این باغ
بَری می‌رسد

شواهد نشان می دهد
ترامپ قصد دارد طرح بزرگ دیگری به نام “معامله قرن” را در ماه مبارک رمضان
در فلسطین اشغالی اجرایی کند و این در حالی است که این تصمیم نیز همانند انتقال سفارتش
به بیت‌المقدس فقط باعث قتل عام فلسطینیان خواهد شد. بعد از انتقال سفارت آمریکا به
بیت المقدس، اکنون مطرح کردن موضوع بزرگترین معامله قرن که توسط محمد بن سلمان ولیعد
عربستان، بنیامین نتانیاهو نخست وزیر رژیم صهیونیستی و دونالد ترامپ طراحی شده بود؛
ناظر بر این است که بعد از انتقال سفارت آمریکا به بیت المقدس شرایطی فراهم شود تا
فلسطینی های ساکن نوار غزه به صحرای سینا به مصر منتقل شوند و سالانه ۱۰ میلیون دلار
کمک مالی در اختیار فلسطینی ها قرار بگیرد
.

این طرح، پیشنهادی
مبنی بر تشکیل کشور فلسطین در ابتدا در حدود نیمی از کرانه باختری، تمامی نوار غزه
و برخی محله‌های قدس از جمله ” بیت حنینا”، “شعفاط” و اردوگاه
آن، “راس خمیس” و “کفر عقب” مطرح می‌کند و در کنار آن، شهرک قدیمی
و محله‌های اطراف آن همچون “سلوان”، “الشیخ جراح” و “جبل
الزیتون” را برای اسرائیل باقی می‌گذارد
.

طرح معامله قرن در
ادامه تایید شناسایی قدس به عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی خواهد بود تا مسئله قدس این
گونه پایان یابد. قرار است دولت آمریکا منطقه‌ای را که کیلومتر‌ها از اراضی قدس اشغالی
دور است به فلسطینی‌ها پیشنهاد دهد، این موضوع کاملا گویا است که فلسطینی‌ها آن را
نخواهد پذیرفت و محور غربی – عبری – عربی با مقاومت بیشتر مواجه خواهند شد. گفتنی است
مذاکرات بین فلسطین و اسرائیل در سال ۲۰۱۴ متوقف شده و تا کنون از سر گرفته نشده است
.

آمریکا به تشکیلات
خودگردان فلسطین فشار می آورد که به جای بیت المقدس به شهر ابودیس در کرانه غربی به
عنوان پایتخت دولت خودگردان اکتفا بکند و این یک اهانت آشکار به یک و نیم میلیارد مسلمان
در جهان است. با توجه به شرایط منطقه و همکاری تنگاتنگ عربستان، امارات و بحرین با
رژیم صهیونیستی اکنون فصل اجرای نهایی این تراژدی دردناک از سوی محمد بن سلمان و بنیامین
نتانیاهو و دونالد ترامپ است
.

بندهای معامله شوم
قرن

۱- دولت فلسطین، با حاکمیت محدود، در نیمی از کرانه
باختری و سرتاسر نوار غزه تشکیل خواهد شد
.

۲-  اسرائیل، مسئولیت امنیتی بخش اعظمی از کرانه باختری
و گذرگاه‌های مرزی را بر عهده خواهد داشت
.

۳-  دره اردن تحت حاکمیت اسرائیل قرار خواهد گرفت و
این رژیم ماموریت سیطره نظامی بر آن را بر عهده خواهد گرفت
.

۴-  تمامی محله‌های عرب‌نشین در قدس شرقی، به جز «المدینه
القدیمه» که بخشی از  «قدسِ اسرائیل» خواهد
بود، به دولت فلسطین واگذار خواهد شد
.

۵-  ابودیس در شرق قدس، پایتخت پیشنهادی برای دولت فلسطین
خواهد بود
.

۶-  فلسطین و اردن در نظارت دینی بر مساجد «المدینه
القدیمه» مشارکت خواهند کرد
.

۷-  غزه به دولت جدید فلسطین ملحق خواهد شد، مشروط بر
این‌که حماس خلع سلاح شود
.

۸- بندی در طرح مبنی بر «حق بازگشت» آوارگان فلسطینی
وجود ندارد، ولی ساز و کاری برای پرداخت غرامت و نظارت جامعه جهانی به آنها تدوین خواهد
شد
.

۹- به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان یک کشور برای
ملت یهودی و فلسطین با حاکمیت محدود به عنوان کشوری برای فلسطینیان
.

شواهد نشان می‌دهد
که آخرین نقشه طراحی شده مدنظر ترامپ و دارو دسته‌اش، انتقال فلسطینی های ساکن نوار
غزه به صحرای سینا در مقابل دریافت ۱۰ میلیون دلار است. اکنون ترامپ به دنبال یک حاشیه
امن برای اسرائیل است، به این مفهوم که در آینده شرایط را به گونه ای فراهم سازد که
داخل اراضی اشغالی صدای هیچ گونه مخالفتی علیه رژیم صهیونیستی نباشد و حماس و جهاد
اسلامی به عنوان دو جنبش مبارز فلسطینی از اراضی اشغالی خارج و به منطقه ای از مصر
منتقل شوند تا نتوانند در داخل اراضی اشغالی وارد مبارزه شوند
.

آمریکا و رژیم صهیونیستی
با هر تصمیمی که در رابطه فلسطین اشغالی می گیرند، نه تنها نمی‌توانند مردم این کشور
را  از بیت‌المقدس دور نگه دارند، بلکه با مقاومت
شدیدتر فلسطینی‌ها مواجه خواهند شد، فلسطینی‌ها چیزی جز تمامیت ارضی خود را نمی‌خواهند
و تا به آن نرسند از مقاومت و بازپس‌گیری دست بردار نخواهند بود
.

شعارسال، با اندکی
تلخیص و اضافات بر گرفته ازسایت خبری شفاف ، تاریخ انتشار: ۱خرداد ۱۳۹۷ ، کدخبر: ۴۶۰۴۶۱ ،www.shafaf.ir

ادامه‌ی پست